پایان

سلام به همگی،

نمیدونم یکسال شده یا بیشتر که حتی توی این بلاگ لاگین هم نکرده بودم، شاید یک دلیلش مشغله بوده ولی واقعیتش اینه که حس و حال نوشتن ندارم، نه هزار و یک دلیل منفی که ممکنه توی سر بعضی ها باشه (مثل: طرف رفته اونور دنیا، کم اورده دیگه نمی نویسه که ضایع نشه، یا رفته اون ور دنیا داره عشق و حال می کنه و بقیه رو یادش رفته)، هیچ دلیل منطقی به ذهنم نمی رسه بجز اینکه بنا به شرایط سنی شاید، دیگه مثل قدیما علاقه ای به نوشتن و حوصله ای برای نوشتن ندارم. این روزها با اینکه درسم سبکتر شده و کارم به مراتب راحتتر و پر پولتر، ولی خصوصیات و نگاهم به زندگی داره تغییر می کنه و شاید بزرگترین دلیل برای ننوشتنم همینه.

از طرفی وقتی امروز بعد از مدتهای طولانی به بلاگ سر زدم و انبوه کامنتهای محبت آمیز شما عزیزان رو دیدم، وظیفه خودم دونستم که شما عزیزان رو منتظر پستهای آینده نگذارم و بصورت رسمی ننوشتن خودم رو اعلام کنم.

به عنوان آخرین خبر از وضعیت مهاجرت ما هم باید بگم که به لطف بازار کار خوب این روزها در کانادا و البته آلبرتای عزیز، همه چیز خیلی خوب و عالی پیش می ره و زندگی بسیار خوبه و تنها نگرانی اینروزهای ما کشور اول و وضعیت مردم اون دیاره که در اینجا ما رو آزار می ده.

اینکه هر روزی که از خواب بیدار می شی و سریع بجای شستن دست و صورت، با چشمای خواب آلود روی گوشی موبایلت اخبار رو چک می کنی که نکنه یک دیوانه خارجی به سرش بزنه و دست درازی به اون خاک بکنه ویا اینکه یک دیوانه خودی کاری بکنه که از صدتا ضرر دیوانه خارجی بدتر (کما اینکه دارن می کنن).

این بدترین اتفاق اینروزهای ماست، در حالی که می خوایم زندگی آرومی داشته باشیم، این افکار و اخبار هستند که بعضی روزهای رو برات بدترین روزهای ممکن می کنن (نه به بدی روز مهاجرت).

نمی خواستم و نمی خوام نوشتهام بوی سیاست بگیره؛ نه به این خاطر که از کسی یا چیزی می ترسم، فقط به این دلیل که فکر می کنم اینجا جای این حرفا نیست و البته هیچ علاقه ای هم به نوشتهای اون نویسنده هایی که فقط می نویسن لنگش کن و خودشون هیچ کاری بجز شعار دادن ندارن، نداشته و ندارم.

فقط خواستم حال این روزهای خودمون و خیلی از مهاجرهای دیگه رو بهتون گفته باشم.

به عنوان آخرین درخواست هم، خواهش می کنم از نوشتن کامنتهای سیاسی و یا داود ما غریبیم (ننه من غریبم سابق) خودداری کنید.

همه رو به عقل و هوش و دانش خودشون می سپارم و از همه شمایی که توی این سالها با نوشته های من همراه بودید، از صمیم قلبم تشکر می کنم، همینطور به همه اونهایی که پا در این راه سخت مهاجرت گذاشتند هم می گم تمام تلاشتون رو بکنید و اگر موفق به مهاجرت شدید، همون تلاش رو برای داشتن زندگی خوب و راحت باید ضربدر 2 یا 3 بکنید تا بتونید اینجا موفق باشید و اگر هم موفق به مهاجرت نشدید، نگران و ناامید نباشید، چون اینجا واستون بعد از یکسال همه چیز به قدری یکنواخت و عادی میشه که همین الان ممکنه براتون در ایران یا هرجای دیگه ای شده باشه.

دوستتون دارم

داود

ادمونتون

پاییز (برفی و یخی) 1391

/ 20 نظر / 138 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام و خسته نباشید خدمت شما و خانمتون اقا داوود اطلاعات بیشتری درباره پناهندگی میخوام کسی رو میشناسید که از این طریق اومده باشه؟میخوام راهنماییم کنه بیشتر[لبخند]

رضا

آقا داود سلام.من هم اهل اهواز هستم و منتظر دریافت ویزا هستیم.از شرایط کاری و زندگی در آلبرتا سئوالاتی دارم .اگر ممکن است از طریق ایمیل با من تماس بگیرید .رشته من مهندسی شیمی است و 7 ماه پیش مدیکال دادم. متاهل و یک فرزند دارم. با تشکر

lمهسا

[لبخند].نوشته هاتونو خوندم سلام به یک ایرانی مهاجر منم مهاجر آیندم lol خواستین وبلاگ منم بیاین و ادم کنین.احساس میکنم میتونم دوستای مهاجر خوبی داشته باشم genius_mahsa

ﺭﻳﻨﺎ

ﺁﻗﺎﻱ ﺩاﻭﻭﺩ ﺳﻼﻡ.ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺭاﺿﻲ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﻣﺎ.و ﺩﺭﺳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺑﻌﺪﻱ اﺯ ﻳﻚ ﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﻲ اﻭﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺩﻱ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ اﻧﻜﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻋﻣﺮﺕ ﺭﻭ اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻱ. ﺩﻟﻴﻞ ﻧﻨﻮﺷﺘﻦ و ﺑﺎﻗﻲ ﻗﻀﺎﻳﺎ ﻫﻢ ﻗﺎﺑﻞ ﺩﻳﮕﻪ.ﺩﻋﺎﻱ ﺧﻴﺮ ﻣﺎ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﺭاﻩ ﺷﻤﺎ و ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ.ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺷﺮاﻳﻂﻲ ﺑﺎ ﻭﺏ ﺷﻤﺎ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻡ....ﺑﻬﺮﺣﺎﻝ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﻴﺪ و ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ

رهگذر

سلام اقا داوود خوش حالم که از کار در کانادا و البته آلبرتای عزیز همه چیز خیلی خوب و عالی پیش می ره خواهرم مهندس نفت بود متاسفانه در این مملکت از دنیا رفت پاک حروم شد از دست رفت خوش به حالتون که از اینجا رفتید کاش خواهر مهندس نفت ام زنده بود به کانادا مهاجرت می کرد سپاسگزارم شاد باشید.

رهگذر

سلام اقا داوود خوش حالم که از کار در کانادا و البته آلبرتای عزیز همه چیز خیلی خوب و عالی پیش می ره خواهرم مهندس نفت از دانشگاه صنعتی شریف بود متاسفانه در این مملکت از دنیا رفت پاک حروم شد از دست رفت خوش به حالتون که از اینجا رفتید کاش خواهر مهندس نفت ام زنده بود به کانادا مهاجرت می کرد سپاسگزارم شاد باشید.

پرنده مهاجر

بیا بنویسیم روی خاک،رو درخت، رو پر پرنده ،رو ابرا بیا بنویسیم روی برگ،روی آّب،توی دفتر موج،رو دریا فقط بیا بنویسیم

افشین

سلام میشه بگید که برای مصاحبه یا ارسال مدارک اولیه حداقل مبلغی که مورد نیاز و قابل قبول برای حساب بانکی کانادامون نیاز داریم چنده لطف میکنید

افشین

سلام اقا داوود من از اولین روزهای سال نو(1392)با بلاگتون اشنا شدم اولش قصد مهاجرت به کانادا داشتم و بنا به دلایلی قصد اروپا کردم ولی وقتی که با بلاگ شما اشنا شدم دباره به سمت کانادا کشیده شدم در کامنت قبلیم ازتون سوالی کرده بودم اما حواسم به اینکه دیگه نمینویسی نبود ... سرت درد نیارم از اینکه خوشحالی و راضی از مهاجرت منم خوشحالم امیدوارم که همیشه سربلند باشی و به ارزوهات برسی(پیشنهاد میدم هر سال یک بار حداقل اپدید کن چون نوشتهات واقعا ساده و دلنشینند)دست راستت هم زیر سر ما بزار شاید فرجی شد ما هم اومدیم.تا پست بعدی شما و کامنت بعدی من بای[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

ابهر.زنجان

خوشا به حالتون.هرجا هستی پیروزمند باشی تو زندگیت.به امید روزهای بهتر و برتر و آبادی و آزاادی