چرا بازده کار کانادایی ها بیشتر است؟
سلام
توی وبسایت ایرانتو به یه مطلبی بر خوردم که فکر کنم اگه روزی بخوایم بریم کانادا خیلی به کار هممون بیاد، گفتم شما هم بخونید، ضرر نداره:
ایرانتو: بسیاری از ما شنیده ایم که بازده کارمندان در ایران، طی 8 ساعت حضور در محل کار خود ، بسیار کم و پایین تر از استانداردهای جهانی است. در مقابل کشورهای غربی یا مثلا ژاپن یا چین، با وجود تعداد کمتر کارمند در یک حوزه مشابه، از بازده و نتیجه بهتری برخوردار هستند.
با نگاهی به وضعیت کار و فرهنگ حاکم بر بازار کار کانادا ، و مقایسه ضمنی آن با وضعیت موجود در ایران ، می توان بخشی از دلایل موفقیت آنان دریافت.
(البته برخی از موارد زیر در ایران اجرا می شود ، اما ممکن است نتایج مشابه کشورهای توسعه یافته را نداشته باشد.)
1- تخصص گرایی: هر گونه استخدام در کانادا بر مبنای تخصص فرد انجام می شود، به همین منظور شما می بایست، رزومه محکم و قوی، متناسب با نیاز کارفرمایان تهیه و در مصاحبه شغلی مربوطه شرکت کنید و اگر سوابق و توانمندیهای شما، مورد تأیید قرار بگیرد، شانس تصاحب پست اعلام شده را خواهید داشت. به همین دلیل شرایط و جایگاه هر شغل ، به دقت تعریف شده و متقاضیان بر مبنای آن ارزیابی می شوند و چون در این زمینه نوعی مسابقه و رقایت مطرح می شود، شایسته ترین فرد نیز انتخاب می شود.
بنابراین، در چنین شرایطی، نیازی به آموزش فرد جدید نیست و وی در سریعترین زمان، به کار خود تسلط پیدا می کند. چه این کار، یک پست با تحصیلات عالی و مهارت ویژه باشد و چه شغل عادی.
2- تعریف دقیق شرح وظایف: شرح وظایف و مسئولیت های مربوط به هر شغل، در ایران نیز تعریف شده و به کارمند ابلاغ می شود ( گاهی هم نمی شود و شفاهی گفته می شود!) اما کمتر دیده شده، همه آن مواردی که بطور تئوری برای او معین شده به اجرا دربیاید.
در حالیکه در اینجا، ملاک عملکرد و قضاوت در خصوص نحوه کار کارمند، بر مبنای همان شرح وظایف بوده و علاوه بر این، در مواقع لزوم، حتی ارزش حقوقی نیز می یابد. از سوی دیگر، تکلیف فرد در مقابل دستمزدی که می گیرد، روشن است و با ایجاد تغییر در سیستم مدیریت و یا هر نوع جابجایی دیگر، همچنان به کار تعریف شده خود ادامه می دهد.
از سوی دیگر با توجه به اینکه در سازمان های کانادایی، پست هایی نظیر آبدارچی، نامه رسان، تایپیست و غیره معنی ندارد، انجام کارهایی از آن دست، جزو وظایف شخصی هر کارمند محسوب شده و نیازی به تذکر مجدد نیست.
3- اعتماد: وقتی فرد متخصصی استخدام شده، و وظایفش نیز مشخص شود، نگرانی مدیر در خصوص میزان بازده او کمتر می شود و با اطمینان، اختیارات لازم را به او می دهد. اینکار ، سرعت عمل در سیستم اداری را افزایش داده و از میزان کاغذبازی و بلاتکلیفی در مقابل ارباب رجوع نیز می کاهد.
4- نظارت: اگر چه یک کارشناس در اینجا از اختیارات لازم متناسب با جایگاه خود برخوردار است، اما عملکرد تک تک کارمندان ، بطور مداوم، از سوی مقامات بالاتر ارزیابی می شود و بر مبنای آن در خصوص ادامه کار و یا ارتقای شغلی او تصمیم گیری می شود.
5- عدم تضمین شغلی: هیچکس در کانادا برای یک دوره 30 ساله استخدام نمی شود. قراردادها چه دولتی و چه خصوصی ، یک ساله است و حتی اگر سازمان از یک کارمند راضی نباشد ممکن است قرارداد را بطور یکجانبه لغو کند و او نیز حق اعتراض نخواهد داشت. اما دلیل اخراج به وضوح، و با در نظر گرفتن اصول قضایی ، به وی گوشزد می شود. بنابراین اگر کسی مایل به حفظ شغل و درآمد خود باشد، باید کیفیت و بازده کاری خود را حفظ کند، در غیر اینصورت، براحتی عذر او خواسته می شود. ( گاهی نیز افراد صرفا بخاطر تعدیل نیرو و مشکلات اقتصادی سازمان، اخراج می شوند که در این حالت نیز، اعتراضی وارد نیست).
6- محیط کار و مقررات مربوطه: ساعت ورود و خروج کارمندان بدقت کنترل می شود و فرد می بایست ، طی 8 ساعت حضور در محل کار خود، کاملا مشغول انجام وظیفه باشد و تنها حدود نیم ساعت وقت ناهار یا کشیدن سیگار در بیرون از ساختمان را خواهد داشت. اینطور نیست که یک کارمند میز خود را بی دلیل ترک کرده یا از مهمانان پذیرایی کند. حتی زمان و مکان نوشیدن قهوه نیز تعریف شده و اگر کسی بخواهد به بهانه ای مدام از زیر کار در برود، از چشم مدیران دور نمی ماند.
7- دقت عمل و تمرکز: کارمندان معمولا نسبت به وظیفه ای که به آنها سپرده می شود حساس بوده و سعی می کنند با دقت و تمرکز لازم ، آن را بانجام برسانند. حوزه توجه و کنجکاوی آنها، صرفا در اطراف میز خود و یا با همکاران و مدیر مربوطه است. آنان وقتی برای پیگیری اخبار داخلی سازمان، مسئله حقوق و دستمزد و پاداش سایرین، اختلافات بین بخش ها یا مدیران و یا سایر اتفاقات روزمره ندارند. چرا که اینگونه موارد، به آنها مربوط نبوده و سرعت عمل و بازده کار او را نیز کاهش می دهد.
8- تعهد کاری: سمبل کاری و سردواندن ارباب رجوع یا سرهم بندی کردن امور، امری عجیب و غیر عادی در اینجا تلقی می شود و حتی به قیمت از دست دادن شغل کارمند تمام می شود. چون همه افراد، کار خود را تخصصی می دانند، بنابراین سعی می کنند ، آن را بنحو احسن انجام دهند. این موضوع ارتباطی به اعتقادات مذهبی آنها ندارد و بصورت یک فرهنگ شغلی، رعایت می شود.
9- اکتفا به حداقل ها: کارمندان برای پیشبرد کار ، سعی می کنند کار خود را متناسب با امکانات موجود سامان ببخشند و اینطور نیست که به بهانه آماده نبودن یک وسیله یا درخواست، کارها عقب بیافتد. آنان خود ، جایگزین های لازم را پیشنهاد داده و کار را پیش می برند.
10- تأمین بموقع امکانات مورد نیاز کارکنان: مدیریت سازمان برای بهره برداری هرچه بیشتر از ساعات حضور کارکنان و هدر نرفتن سرمایه شرکت، همواره پیش بینی های لازم در خصوص تهیه امکانات مورد نیاز اداری و تخصصی بخش های مختلف بعمل آورده و نمی گذارد بخاطر نبود یک وسیله یا بودجه مربوطه، کار تشکیلات بخوابد. ضمن اینکه همواره مدیران میانی از اختیار لازم برای تصمیم گیری در مواقع خاص برخوردار هستند و موقعیت های اینچنینی را مدیریت می کنند.
11- جایگاه مدیریت: یکی از مهمترین اموری که باعث موفقیت سازمان های کانادایی می شود، تعریف دقیق جایگاه مدیریت و افراد مربوطه است. به یقین می توان گفت همه کسانی که از جایگاه بالاتری نسبت به شما در یک اداره برخوردار هستند، دارای سواد، تخصص یا سابقه بیشتری هستند و شما براحتی زیر نظر آنان مشغول خدمت می شوید و می دانید که امکان ارتقای شغلی، برای هر فردی که لیاقت خود را باثبات برساند، فراهم است.
آنچه گفته شد، در واقع یک نمای کلی از سیستم اداری موجود در کانادا است که ممکن است در برخی جاها بطور کامل صادق نباشد و ما منکر وجود پارتی بازی یا بقول معروف داشتن Connection و یا تبعیض نژادی نسبت به مهاجران در مقابل کانادایی ها برای شغل های خاص نیستیم.
10 مهارتی که ، بیش از تخصص و مدرک تحصیلی ، برای موفقیت در هر شغلی، لازم اند
نوشته: اکبر شیخ زاده-تورنتو.... در امریکا و کانادا بطور کلی صاحبکاران یا مشتریان، بهنگام استخدام و با ارتقاع شغلی شما، زیاد به مدرک تحصیلی شما تکیه نمی کنند. بلکه از شما خصوصیات و مهارتهایی انتظار دارند که بیشتر جنبه غیر آکادمیک و فردی و ذاتی دارند، از جمله ۱۰ ویژگی زیر را - که در هر کشور و فرهنگی کاربرد دارند- :
۱- Budget management .. کنترل دخل و خرج بک کار یا پروژه: با کمترین بودجه، بیشترین سود یا نتیجه را بگیرید.
۲- Speaking و Interpersonal communication .... توانایی بیان کردن و توضیح دادن و یا آموزش پیچیده ترین ایده ها و مسایل برای مشتری یا همکاران و مدیران و شرکای بیزینس به ساده ترین زبان ممکن، و توانایی ایجاد رابطه با آنها، متقاعد کردن ( persuade ) آنها به پذیرش یا درک مسابل، ایجاد رابطه دوستانه و خودمانی با آنها ( interPersonal skills ) ، و توانایی تشویق آنها ( motivate and inspire ) به انجام کار با معامله، چیزهایی نیستند که شما سر کلاس درس یاد گرفته باشید بلکه جزو خصوصیات ذاتی آدمها و حتی سایر موجودات زنده است.
۳- Writing و written communication .... گزارش نویسی فقط رعایت گرامر و اسپلینگ و فعل و فاعل و اینحرفها نیست. بلکه قابلیت به حرکت درآوردن دیگران و آنها را نهایتا تشویق و راضی کردن به انجام یک معامله یا پروژه و کار، از طریق استفاده هوشمندانه و هدفمند از واژه ها و کلمات مناسب، است. مثلا نامه نگاری موثر و هوشمندانه با مثلا یک مشتری ناراضی و شاکی، کار هر کسی نیست و هنر نویسندگی و مهارت خاصی می طلبد که ذاتی است و کلیشه ای نیست.
۴- Public Relations .... روابط عمومی: یعنی توانایی مواجهه با استرس و سختی ها و شرایط ناجور، بهنگام کار و در حضور مشتری یا همکاران و شرکای بیزینس.
۵- Organization/Prioritization skills .... تنها کافی نیست که آدم مرتب و منظم و تمیزی باشید و مثلا میز با ابزار کارتان را مرتب و تمیز نگهدارید. بلکه باید قادر باشید که اهداف شغلی، ضرب العجلهای کاری یا پروژه ای ( deadLine ) را کنترل و مانیتور و اولویت بندی کرده و کار را بموقع و کامل تحویل دهید.
۶- Initiative .... یعنی اراده و توانایی و علاقمندی شروع و انجام یک ایده یا کار جدید را داشتن... خیلی اوقات پیش میاد که مشتری یا صاحبکار از شما تقاضای انجام کار یا پروژه ای حرفه ای خارج از حیطه مهارت و شغل اصلی تان می کند. نه گفتن و ابراز عدم علاقه به انجام چنین تقاضاهایی شما را آدمی ضعیف نشان میدهد.
۷- Interviewing ... خیلی وقتها هست که در سر کارتان یک موقعیت شغلی خالی یا جدیدی بوجود میاد اما کسی نیست که بتونه کاندیداها و متقاضیان آن شغل را ملاقات و با اونها مصاحبه شغلی کنه... صاحبکار هم وقت نداره... اونوقت اگر شما مهارتهای مصاحبه گری داشته باشید خیلی بیشتر از سایر همکارانتون مورد توجه قرار میگیرید.
۸- Negotiating .... چانه زنی و معامله.... توانایی معامله با مشتری یا شرکای بیزینس...
۹- Instructing Others .... توانایی آموزش شغلی به دیگران و سایرین را هدایت کردن ... که نهایتا قدرت رهبری و نفوذ شما در سر کار را بیشتر از دیگران می کند.
۱۰- Energy ...انرژی و اشتیاق به انجام کارها بدون درخواست دیگران... بویژه اگر هر روز کمی زودتر به سرکار برید و کمی دیرتر هم به خانه بروید.
منبع:Pop tech
نظرات ()
