ما میریم کانادا

تحقیقات من و همسرم درباره مهاجرت به کانادا از همه‌جا و همه‌کس

مهاجرت وسیع پرستاران، از کانادا به کشورهای دیگر

ایرانتو: کانادا بزودی دچار بحران کمبود پرستار خواهد شد. گزارش های جدید حاکی از آن است که دولت های محلی برای غلبه بر کسری بودجه، فرصت های شغلی برای پرستاران را کاهش داده اند و این امر موجب مهاجرت دسته جمعی آنان به کشورهای دیگر از جمله ایالات متحده شده است.

خانم " لیندا هسلام ایستراد" رییس انجمن پرستاری انتاریو با اعلام این مطلب افزود:" ما بسیار از این موضوع متأسفیم ، چرا که آمریکا، امکانات جذاب وسیعی را برای همکاران ما ارائه می کند."

کارشناسان بهداشتی هشدار داده اند که ممکن است کانادا دچار همان بحران دهه 1990 شود، زمانی که تنها 27،000 پرستار از ایالت های مختلف به سمت آمریکا سرازیر شدند.

از سوی دیگر، یک مقام مسئول در کبک نیز ، موضوع کمبود پرستار را یک بحران بین المللی عنوان کرد ه و اظهار داشت که هم اکنون همه کشورهای جهان،  نیازمند پرستار هستند. انجمن پرستاری کبک این هفته اعلام کرد که تنها 250 پرستار آن ایالت،  در یک بیمارستان کوچک دانشگاهی در سوئیس، مشغول فعالیت هستند!

این درحالیستکه انجمن پرستاری کانادا ، معتقد است، حتی بدون در نظر گرفتن خروج پرستاران از کشور، کانادا بطور کلی با کمبود ده ها هزار پرستار مواجه بوده است.

هم اکنون گروه های جستجوگر از ایالت های تگزاس، کالیفرنیا و سایر مناطق آمریکا، با پیشنهادهای وسوسه انگیز، مسکن، ادامه تحصیل و سایر امتیازات جانبی، درکانادا بسر برده و با تک تک پرستاران ارتباط برقرار می کنند.

البته همه ایالت های کانادا در زمینه شیوه برخورد با پرستاران ، یکسان عمل نمی کنند. به عنوان مثال، استان آلبرتا، با علم به اهمیت حفظ نیروهای خود، اخیرا وضعیت شغلی آنان را سامان داده که کم کردن شیفت های کاری، امکانات رفاهی بهتر و حتی ارسال آنان به مناطق گرم جهت تجدید نیرو ، از آن جمله است. با این وجود در آلبرتا نیز دست کم 1400 فرصت شغلی برای پرستاران از بین رفته است.

استان های بریتیش کلمبیا، کبک و انتاریو هم کم و بیش ، چنین تغییراتی را اعمال کرده اند، اما تاکنون در نگهداشتن پرستاران، موفق نبوده اند.

اضافه می شود، انواع مشاغل پرستاری، جزو 38 رشته موردنیاز مهاجرت به کانادا است که متقاضی در صورت داشتن سایر شرایط و کسب امتیاز لازم، بلافاصله پذیرفته می شود.

  
نویسنده : داود ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٩

در سه ماه اول ورود به کانادا بدون بیمه درمانی چه کنیم؟ به نقل از تهرانتونیان

همه مهاجران ساکن انتاریو تحت پوشش بیمه خدمات درمانی استان هستند که بجز هزینه دارو؛ دندان پزشکی و جراحی های زیبایی، سایر خدمات پزشکی مثل عکس برداری ها و آزمایشات و ویزیت دکتر و جراحی و خلاصه هر مشکلی که دور از جونتون، پیش اومده باشه رو پوشش میده. این پوشش درمانی واقعا موثر و مفیده و تا هزاران دلار هزینه های مربوطه رو پوشش میده.
دوست خوبی می گفت : ما آشنایانی داریم که نزدیک به سی سال است که در آمریکا زندگی می کنند و کار و زندگی دارند و موفق هم هستن ولی هر بار که با اونها صحبت میکنیم میگن که ایکاش از اول به کانادا آمده بودن چون در آمریکا بدون بیمه های شخصی در صورت بروز وضع اضطراری دار و ندار آدم خرج میشه و حتی با بودن بیمه هم وقتی موردی پیش بیاد شرکت بیمه آمریکایی از هر راهی که بتونه سعی میکنه از پرداخت هزینه ها شونه خالی کنه!
تنها مشکل اینجاست که شما در بدو ورود تا نود روز بیمه ندارین. چند تا کار میتونین بکنین : یکی اینکه بگذارید به حساب بخت و اقبال تا این سه ماه طی بشه. یکی دیگه اینکه قبل از اومدن بروید پیش یک دندانپزشک خوب و اگر کاری در مورد دندانها دارید انجام بدید - میگن اینجا دندانپزشکی گرونه. لابد وقتی دلار رو به ریال تبدیل میکنن اینطوری بنظر میاد، چون در مقایسه با متوسط درآمد مردم، و در مقایسه با تهران خیلی هم معقول تر و عادلانه تره - حالا با این مساله که بیست سال هم از نظر تکنولوژی جلوتره کاری نداریم- خلاصه خیالتون از بابت دندون راحت بشه. موقع آزمایشهای مدیکال هم که یکبار چک آپ شدین و انشاءالله هم بعدش مشکلی درکار نیست. دارو هم در حد قرص سرماخوردگی و ویتامین میتونین با خودتون برای مصرف سه ماه بیارین. اگر
هم از من میشنوین زیاد چمدوناتون رو پر نکنید از دارو چون نمونه های ساخت اینجا ده بار موثر تر و بهتر هستند و وقتی انشاءالله رفتین سر کار قیمتشون هم - که در مقایسه گرونتره ( به چند دلیل از جمله وجود ماده موثری که قراره توی دارو باشه به مقداری که روی جعبه ادعا شده ) - آنقدر ها برای بودجه شما زیاد نخواهد بود.

برای سوانح هم میتونین وقتی اومدین اینجا به شرکتهای بیمه مراجعه کنین - مثلا بیمه های تحت پوشش بانکها مثل رویال بنک - و با پرداخت هزینه ای نزدیک به ششصد دلار دو نفر رو برای سه ماه تا سقف هزینه درمانی پنجاه هزار دلار به اضافه پوشش بخشی از هزینه های دارو و انتقال بیمار، بیمه کنید.

میدونم که ششصد دلار در بدو ورود یک مقداری زورآور هست، ولی خدای ناکرده اگر مشکلی پیش بیاد زیر دو هزار دلار آب نمی خوره! پس شوخی نگیریدش.

برای اقدام جهت کارت بیمه (که اصطلاحا اوهیپ نامیده میشه ) باید در هفته های آخر ماه سوم حضورتون در کانادا با در دست داشتن پاسپورت و کارت پی آر و سین کارد (همون کارت سفیده که باید همون هفته اول برید دنبالش و کارت بیمه اجتماعی یا بعبارت بهترمجوز شما برای کار کردن در کاناداست) و یک سند که نشون بده شما در انتاریو ساکن هستین -مثل اجاره نامه یا نامه بانک- به یکی از شعب ادارات بیمه درمانی بروید.

برای هر یک از افراد خانوادتون باید فرم جداگانه پرکنین. ساعت هشت صبح اونجا حاضر باشین تا وقتی ساعت نه کار اداری شروع میشه صف طولانی نصف روزتون رو تلف نکنه! ضمنا همونجا ازتون عکس میگرن پس اگه میخواهین جلوی دوربین سر و وضعتون مرتب باشه خودتون بهش برسید. (هرچند که آخر هر قدر هم بخودتون رسیده باشید باز عکس کارتتون رو نمیتونین به کسی نشون بدین از بس که بد کیفیته!

 آدرس چندتا از این اداره ها عبارتند از:

  • Toronto, 2195 Yonge Street, M5W 1G9 (416) 482-1111 South of Eglinton
  • North York, 4400 Dufferin Street, M3H 6A8 (905) 275-2730
  • Scarborough, 2063 Lawrence Ave. East, M1R 2Z4 (416) 482-1111

یادتون باشه تورنتو کوه نداره پس فی البداهه نمیتونین شمال رو پیدا کنین و شما هم چون تازه واردین از شکل ساختمان ها نمیتونین شمال و جنوب رو حدس بزنین! پس اولا یک نقشه تی تی سی - که مجانی است و میتونین از مسولین باجه های مترو بگیرین- و یک نقشه تورنتو - که حدود پنج دلار براتون خرج بر میداره- به همراه داشته باشید و اگر نمی دونین کجا هستین و شمال و جنوب کدوم وره بدون هیچ خجالت از مردم بپرسین! نترسین از اینکه انگلیسیتون خیلی روون نیست چون مردم دور و برتون هم یک در میون انگلیسیشون مالی نیست ولی اغلبشون با حوصله کمکتون میکنن.  نکته خوب در مورد تورنتو اینه که با وجود سردی هوا در زمستان، بخاطر تمیز بودن محیط، پاک بودن هوا و سالم بودن خوراک، مردم خیلی کم مریض میشن و با کمی مراقبت از سلامتتون حتی بعد از گرفتن کارت بیمه هم سال تا سال باهاش کار چندانی نخواهید داشت.

منبع: تهرانتویی

  
نویسنده : داود ; ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧

اورژانس بیمارستانهای کانادا و نحوه برخورد با بیماران

اورژانس بیمارستانهای کانادایی معمولا از سه بخش تشکیل شده:

۱. اتاق انتظار

۲. واحد Triage

۳. بخش اصلی اورژانس

 

وقتی بیماری به اورژانس بیمارستان مراجعه می کنه تقریبا بلافاصله به وسیله یک پرستار در اتاقی که بهش Triage (تریاژ) می گن معاینه میشه. پرستار یک پرسشنامه رو براساس سوال و جواب با بیمار یا همراهانش و همین طور بعضی آزمایشهای معمول مثل شمارش ضربان قلب و یا اندازه گیری فشار خون و دمای بدن بیمار پر می کنه. البته اگه حال بیمار خیلی وخیم باشه ممکنه این بخش انجام نشه و مستقیماً بیمار رو پیش پزشک ببرن.

پرستار Triage براساس نتیجه بررسی هاش بیمار رو در یکی از سطوح زیر قرار میده.

1. Resuscitation (احیای علایم حیاتی)

در این وضعیت بیمار در خطر از دست دادن جان و یا یکی از اندامهاش قرار داره و یا اینکه بیهوشه. چنین بیماری رو صد البته بلافاصله به دست پزشک می سپرن و در صورت لزوم به اتاق عمل منتقل می کنن. برای مثال بیماری که دچار ایست قلبی و یا ریوی شده باشه، زخم بزرگی برداشته باشه، بهش شوک دست داده، بیهوشه و یا تنفسش در وضعیت غیر عادی باشه در این دسته قرار می گیره.

 

2. Emergent (اورژانسی)

در این وضعیت جان و یا اندام بیمار در خطر بالقوه قرار داره و لازمه که در اسرع وقت از خدمات پزشکی برای جلوگیری از این خطر بالقوه استفاده بشه. بعضی از شرایطی که در این دسته قرار می گیرن شامل تغییر وضعیت روانی و رفتاری، جراحات سر، جراحات شدید، نوزاد بیمار کمتر از چهار هفته (neonate)، گرفتگی عروق قلبی (MI= Myocardial Infraction)، مصرف بیش از اندازه دارو یا مواد مخدر و سکته قلبی (CVA= CardioVascular Accident) میشه. بدیهیه که این دسته از مریضها هم خیلی سریع در اختیار پزشک اورژانس قرار می گیرن و اگر لازم باشه جراح یا پزشک متخصص رو هم برای نجاتشون خبر می کنن.

 

3. Urgent (فوری)

در این وضعیت بیمار تحت شرایطیه که ممکنه منجر به وضعیت اورژانسی (یعنی سطح 2) بشه. بیماری که در این وضعیت قرار داره معمولا بسیار بیقراره و نمی تونه کارهای عادی زندگیش رو انجام بده. بعضی از شرایط سطح 3 شامل جراحات نسبتا شدید، آسم، خونریزی معده یا روده (Gasterointestinal Bleed = GI Bleed)، خونریزی خانمهای حامله، درد بسیار شدید و یا تمایل شدید برای خودکشی میشه. معمولا این دسته از بیماران باید مدتی منتظر بمونن تا دکتر اونها رو معاینه کنه ولی این معطلی معمولا نه در اتاق انتظار بلکه در داخل خود اورژانس اتفاق می افته.

 

4. Less Urgent (فوریت کم)

مواردی که با سن بیمار مرتبطه یا مریض رو در شرایطی قرار می ده که لازمه تا یک الی دو ساعت بعد به وسیله پزشک معالج معاینه بشه. برای نمونه میشه به انواع سر دردها و یا درد مزمن پشت اشاره کرد. همین طور که از تعریف این سطح معلومه ممکنه چنین بیماری قبل از ورود به بخش اصلی اورژانس چندین دقیقه و یا حتی چند ساعتی رو در اتاق انتظار سر کنه.

 

5. Non Urgent (غیر فوری)

در این حالت گرچه مریض احتمالا از درد رنج می بره ولی شرایطش طوری نیست که به زودی احتمال وخیم شدن وضعیتش وجود داشته باشه. در این حالت ممکنه مریض رو به یک واحد پزشکی دیگه و یا واحد دیگه ای در بیمارستان ارجاع بدن. بعضی وقتها هم مریض رو در همون اورژانس معاینه می کنن ولی مدت قابل توجهی رو باید در اتاق انتظار سر کنه. از جمله بیماریهای این سطح می تونیم به گلو درد، عفونت ریه، دردهای مزمن شکمی با شرایط حیاتی عادی و همچنین حالت تهوع و بالا آوردن بدون شرایط دیگه و یا حالت اسهال بدون مشکلات جسمی دیگه اشاره کرد.

 

بنابراین معطل شدن در اورژانس بی علت نیست. صد البته زمان دقیق معطلی بستگی به امکانات بیمارستان و همین طور شلوغی بخش اورژانس هم داره.

منبع: وبلاگ کاناداجون

  
نویسنده : داود ; ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧

بیمارستان کودکان تورنتو

بیمارستان کودکان تورنتو ( The Hospital for Sick Children (SickKidsدر حال حاضر عنوان شماره یک در دنیا رو داره،  الان چند سالى هست که ( فکر کنم از سال 2004 ) این بیمارستان نامبر وان در دنیاست. البته من امیدوارم که هیچ پدر و مادرى گذرش به بیمارستانها نیفته اما براى کسى که واقعا احتیاج به درمانهاى پى در پى و تقریبا مرتب داره، وجود چنین بیمارستانى با سرویس هاى فوق العاده اش یکى از بزرگترین نعمات به حساب میاد.

فضاى زیباى بیمارستان که من بهش میگم هتل 5 ستاره و تزئیینات داخلیش باعث شده که بچه ها بیشتر به یک مکان تفریحى نگاه کنند که با کلى خاطرات خوب میرن توش و با خاطرات بهتر میان بیرون. ساختمان بسیار بزرگ تقریبا تمام شیشه اى با یک نظم و ترتیب و تمیزى غیر قابل توصیفش، و بوى بسیار خوبى که مرتب داره از طریق تهویه داخلى در فضا میپیچه، میتونه هر جایى رو جلوى چشمت بیاره غیر از بیمارستان،این ساختمان از 4 قسمت تشکیل شده که به اصطلاح به هر کدوم از قسمتهاش میگن وینگ، این قسمت که عکسش هست جایى هست  با عنوان ATRIUM WING، حد فاصل خیابانهاى ELIZABRTH و GERRARD در مرکز شهر تورنتو.
 گذشته از فرهنگ بسیار قشنگ کادر پزشکى اینجا که واقعا قابل تحسینه، این بیمارستان واقعا پرسنلى استثنایى داره و بنا به گفته پزشکان و پرستاران این بیمارستان، ماهى یک بار هر کدوم از کادر باید تست ETHIC رو پاس کنه. هر کسى بنا به مساله اى که داره با یک دپارتمانى سر و کار داره کار ما با دپارتمان NEUROSURGERY هست. و اما مراحل یک بازدید به جهت جراحى. بعد از اینکه روز و ساعت عمل مشخص میشه، حدودا 2 ساعت قبل باید در محل حاضر باشى ( این در حالى هست که از قبل وقتى تعیین شده باشه، گاهى آدم مجبور میشه اورژانسى بره که خوب دیگه هیچى ) بلافاصله بعد از اینکه تمام برگه ها توسط همراه بیمار پر میشه، اونهم در نهایت احترام و ادب، اولین کسى که میاد توى اتاق انتظار پزشک جراح مورد نظر هست، این پزشک تقریبا هرگز بدون کاغذ و مداد نمیاد، چون اول دست میده، خودش رو معرفى میکنه ( باز هم تو کیس هایى که دکتر همیشه ثابته، دیگه معرفى نمیخواد ) و کاغذ و مداد رو میگذاره روى میز و دقیقا شبیه یک کلاس آناتومى بسیار دقیق و ریز تمام شرایط رو توضیح میده و با دقت روى کاغذ میکشه که امروز مراحل عمل به این شکل هست و ما داریم چکارى براتون انجام میدیم، این کار شاید خیلى به نظر مهم نباشه اما وقتى به عنوان یک همراه نشستى اونجا و هیچ اطلاعى از علم پزشکى ندارى، این کار تا سر حد مرگ برات دلخوشى دهنده است و لذت بخش، هم چیزى و کلى اصطلاح جدید یاد میگیرى، و هم اینکه دیگه مثل یک آدم کور و چشم بسته نیستى. بعد از اینکه دکتر اصلى میره بیرون، دکتر بیهوشى میاد و این دکتر معمولا به دفعات عوض میشه، طبق معمول خودش رو معرفى میکنه، و اونجا اتاق انتظارش پر از اسباب بازیهاى متفاوت براى سنین مختلف هست و نحوه رفتار پزشک بیهوشى با هر بچه بنا به سن و سالش متفاوته، مثلا وقتى که با یک بچه 10- 12 ماهه طرفه، سرم رو وصل میکنن و بچه روى تخت میره به سمت اتاق اما مثلا براى کسى توى سن امیر، دکتر بیهوشى هیچ کارى بهش نداره، و این در حال پلى استیشن بازى کردن، اونم میاد کنارش و سلام و احوالپرسى و اینکه، الان لول چندى؟ اه بزن ، برو و گاهگاهى هم خودشون شریک میشن با بچه بازى میکنند ( براى 2-3 دقیقه ) و وقتى کاملا بچه به طرف اعتماد کرد که نه بابا این خودش هم اهل حاله، بعد شروع میکنه باهاش حرف زدن، هر بچه حق داره  که یک عروسک با خودش ببره توى اتاق و همون دستبند اسم و فامیل رو که به دست بچه میزنند همون رو به عروسک هم میزنند،

بعد از اون دکتر میپرسه که عروسک با خودت آوردى؟ اسمش چیه ( این مراحل براى تمام بچه هاى این سن کاملا جنبه عمومى داره مختص یکى نیست، یک چیزى شبیه روتین هست ) و بعد از اینکه اسمش رو پرسید، بهش میگه، اوکى امیر قراره که تو و تدى ( TEDDY BEAR) یک ماسک بذارین روى صورتتون و من ببینم که کدومتون میتونه زودتر بخوابه، اما این ماسک ها 3 تا طعم مختلف داره، توت فرنگى، BUBBLE GUM و هندوانه، حالا کدومش رو بیشتر دوست دارى؟ بچه جواب میده و بعد دکتر میپرسه که فکر میکنى عروسکت ( اسم عروسک رو  میگه ) کدوم رو بیشتر دوست داشته باشه، و در حین همین مکالمات و در حالیکه بلافاصله شروع میکنه به تغییر بحث درباره اینکه کدوم گیم رو بیشتر دوست دارى، و  اینکه چه فیلمى ( فیلم کودکان ) الان در حال اکرانه، و کلا بچه ها شدیدا حال میکنن که میبینن طرف الان با تمام کاراکترهاى مورد علاقه اش در اون فیلم آشناست و یک اعتماد خوبى رو بهشون میده، و بدون اینکه بفهمند چى شد، در بزرگ اتاق عمل پشتشون بسته میشه و تو مى مونى و یک اتاق انتظار خیلى شیک و تمیز با انواع چاى و قهوه، و اینترنت وایرلس و لپ تاپ که میتونى باهاش حتى از طریق VPN به محل کارت وصل بشى و کار کنى و نفهمى که زمان چطور میگذره، یا گاهى هم یک کتاب، و یا اتاق فیلم که میتونى برى بشینى دى وى دى خودت رو انتخاب کنى و فیلم ببینى و یا کافى شاپ طبقه همکف که میتونى با خیال راحت بشینى و یک صبحانه درست بخورى، اینجا عکس تقریبا 1/4 اون رو از فراز طبقه هفتم مى بینید.

اما قبل از اینکه هر کارى بکنى باید منتظر باشى که دکتر بیهوشى بیاد بیرون و بهت بگه که بچه به خوبى و با آرامش خوابیده و تیم دارند کارشون رو شروع میکنن، از موارد خیلى جالب که من واقعا نشونه احترام به بیمار میدونمش، اینه که اصلا مهم نیست دکتر چند ساله باشه، و تجربه اش چقدر، به هر حال این از وظایف اون کادر هست که هر بار به همراه بیمار بگن که ممنونم از اینکه به من تراست کردى. ( بر خلاف ایران که آدم دیگه دکتر ها رو بعدش یا شاید حتى قبلش هم اصلا نبینه، اینجا کاملا میدونى با کى دارى کار میکنى ) .

توى اتاق انتظار هم یک بورد کامپیوترى هست  که روش اسم بچه رو نوشته و تمام پروسه روش میاد، مثلا شروع ساعت 8 صبح ، بعدش میزنه، ON GOING، بعدش میزنه که تموم شد و در آخر که جلوى اسم میاد، PACU ( POST ANAESTHETIC CARE UNIT) که اینجا همراه میتونه بره و بیمار رو ببینه، اما قبلش پزشک جراح میاد توى اتاق و دوباره از سر نو قصه رو برات میگه، که چکار کرده ( یعنى جدى با تمام ریز جریان ) و در آخرش میگه ممنونم که به من تراست کردین ( این جمله از نظر روانى منو میکشه، یعنى جدى خیال میکنم که با یک آدم حسابى خیلى فهمیده و با شعور طرفم که به جاى اینکه ادعا داشته باشه که الان چاره اى ندارى جز اینکه به من اعتماد کنى اما ، اینجورى برخورد میکنه، از نظر من و خیلى از همراهان بیمار، این جمله انگار آرامش عمیقى به آدم میده )  و به این ترتیب منتقل میشى به بخش مورد نظر. در هر بخش اتاق ها فقط یک تخت داره به همراه یک کمد لباس دیوارى، یک سوفا بد که براى همراه مریض هست، یک تلویزیون متصل به کیبل با حدود 30 کانال، یک سرویس دستشویى و توالت و حمام با شامپو و صابونهاى خوشبو و یک ست کامل حوله حمام، و یکسرى کامل ملافه و بالش براى همراه بیمار، و صد البته اینترنت وایرلس، اما بسته به شرایط بچه اى که اونجا خوابیده، بهت یاد آورى میکنن که میتونى از لپ تاپ استفاده کنى یا نه. پرستار ها مرتب و هر یک ساعت یکبار میان و همه چیز رو چک میکنن، خودشون کاملا حواسشون هست ، قبلا ها ریپورت رو که مینوشتن با مداد بود، اما اخیرا براى جلوگیرى از تقلب و پاک کردن و احتمال دروغ گفتن فقط با روان نویس باید باشه و اگه هم خط خوردگى داشته باشه همراه مریض باید تایید کنه که جلوى چشم اون خط زده و تصحیح کرده. بعد از طى شدن دوره لازم و مرخص شدن، تنها باید بگى خداحافظ و بیاى بیرون، تمام اینها کاملا رایگانه، و از لحظه اول تا آخر چیزى به اسم حسابدارى و بفرمایین صندوق بپردازید و اینها نخواهى شنید ولى با تمام این وجود تمام احترامى که لازم دارى و یا شاید خیلى بیشتر رو میبینى.

اینهم بگم که عمده در آمد این بیمارستان از راه FUND RAISING هست و هستند کسانیکه در طول سال بیش از 100 هزار دلار هم به این بیمارستان کمک مى کنند، چون بیس این بیمارستان، تحقیقى هست و در سال کلى فلوشیپ میده به پزشکان متخصص خارجى.

این چیزى که اینجا میگم شاید خنده دار باشه، اما واقعا یک چیزى که تو بیمارستانهاى ایران حالم رو بد میکرد، اون حجاب و روسرى بود که باید داشته باشى، لطفا به زمان حرف  من هم توجه کنید، الان رو نمیدونم اما آخرین بارى که جدى بیمارستان بودم، تو ایران وقتى بود که بابا سکته کرده بود سال 1992-93 حدودا، و توى سى سى یو، چند تا خانم هم بودند، اینقدر دلم براى خودشون و همراهاشون میسوخت که نگو، همش مواظب بودن که این آدم نیمه جون روسرى از سرش نیفته.

منبع: وبلاگ از فلب کویر

  
نویسنده : داود ; ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧