ما میریم کانادا

تحقیقات من و همسرم درباره مهاجرت به کانادا از همه‌جا و همه‌کس

سرمای وحشی

سلام به همگی

تشکر از همه حلاخورها بخاطر کامنتهاشون و تبریک به همه حروم خورها که آمار بلاگ نشون می ده که تعدادشون کم هم نیست بخاطر اینکه از پست قبلی تا این پست با وجود حرومخوری، هنوز سنگ یا سوسک نشدن و دارن این پست رو می خونن.

امروز اصلاً حس نوشتن نوشتن در مورد خونه نیست. بجاش می‌خوام در مورد اتفاق این هفته‌ای که گذشت رو واستون یه کوچولو بنویسم و کلاً دورهم باشیم بابا، خونه کیلویی چنده، سرما رو بچسب.

سرمای وحشی تا حالا دیدید؟ من که ندیده بودم، ولی این هفته ماهایی که توی آلبرتا و انتاریو و  کبک زندگی می‌کنیم، ببببببببد چشیدیم و دیدیم.

دوستان در اداره هواشناسی و دولت محترم در این مناطقی که عرض شد اخطار داده بودند و خدایی هم حق داشتن.

ظرف ٢۴ ساعت، خدا یه تعداد گارگر از یکی از کشورهای همسایه ایران استخدام کرده بود که هرچی برف توی ابرهای محترم موجوده رو بیل بیل روی سرمون خالی کنن(بیل تک نفره نه ها، بیل مکانیکی). خدایی سرما توی این چند روز زیاد اذیت نکرد ولی برف بد ترکوندمون. اگه دوست داشتید ببینید چی به سر دوستان و ما در ادمونتون اومد یه نگاهی به این لینک که مربوط به روزنامه ادمونتون ژورنال هستش بندازید.

دوستان در شهرداری هم که مشغول پارو کردن هستن، ولی عمرا به این زودی‌های این برف پاک بشه، خلاصه خیابون‌ها دیدن داره. قول می‌دم اگه این برف توی تهران می‌اومد، بیخیال پاک کردنش می‌شدن، یا تهران تا بهار تعطیل می‌شد یا اصلاً پایتخت رو سر یه هفته می‌بردن اهواز خودموننیشخند(بنده خداها نمی‌دونن اهواز اگه یه پارچ آب زیادی بریزی، کل شهر نیم‌متر میره زیر آب و فاضلاب می‌زنه بالاسبز).

خلاصه وضع باحالیه، ولی، ولی خدایی توی سیستم حمل و نقل خلل خاصی وارد نشده جز اینکه من امروز ٢-٣ دقیقه زیادی منتظر اتوبوس شدم(چه وضعیه عصبانی).

راستی نظرتون چیه که از این به بعد به پیشنهاد دوست عزیز مرتضی خان، و از اونجایی که خودم به شدت به ابزارهای مجانی آنلاین علاقه دارم، به معرفی ابزارهای آنلاینی که ممکنه بدرد مهاجرهای عزیز بخوره هم می‌پردازم (می‌دونم سرعت اینترنت در ایران غوغا می‌کنه، ولی باید این ابزارها رو بشناسید، که وقتی اومدین، پس نیفتیدنیشخند).

لطفاً نظرتون رو توی بخش نظر سنجی در گوشه پایین سمت چپ بلاگ در این مورد بدید.

خدایی خوشتون میاد یکی زنگ خونتون رو بزنه و در بره؟ کامنت نزاری عین اینه که یکی بیاد در خونتون و زنگ بزنه و در بره ( از بچگیم از این حرکت لذت می بردم، مخصوصاً اینکه میرفتیم با بچه ها و یارو میومد دم در و کلی فحش می داد(لوووووولنیشخند) توی ظهرهای گرم اهواز، یادش بخیرخیال باطل

یه چیز دیگه در مورد دوستایی که در مورد مملکتون می گن بگم و برم.

درسته که من هم شاید از وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا هرچی توی ایران خوشم نیاد و ممکنه خیلی هم دلم پر باشه، ولی خواهش می کنم در مورد ایران و وطن اولمون، بد نگید. اون کشور ما هست و خواهد بود.(الات دارید توی دلتون می گید، خودش رفته صفا سیتی، حالا واسه ما دم از وطن می زنه، راست می گی اصلاً چرا رفنی؟). اینم ممکنه شبیه شما باشه:عصبانی

این مورد یه مساله شخصیه و هر کسی خودش می دونه چطور باید رفتار بکنه، ولی من آدمی نیستم که دیروزم یادم بره، به شما هم پیشنهاد می کنم هیچوقت به کشورمون پشت نکنیم.

میاید اینجا و می بینید و دوستانی هم که اومدن می دونن، چه آدمهایی از چه ده کورهایی بلند شدن اومدن اینجا، و وقتی بهشون می گید از ایرانید، می گه عربید؟ کلی بهش توضیح می دی اون داستان همیشگی تفاوت ایرانی با عرب رو و تفاوت زبان و  همه چیزو، بعد ازش می پرسی شما از کجایید، یارو می گه گومبا موبیا سومالانیشخند بهش می گی اینی که گفتی چی هست؟

بادی به غب غب می نداره و شروع می کنه با توضیح 100 سال تاریخ کشورش و جوری توضیح دادن که انگار 10000 سال تاریخه (البته بدون حساب کردن تاریخ گوریل های مملکتش، که اگه اونو حساب کنه کار می رسه به دایناسورها) و بعدش می گه این کانادا تاریخ نداره، اینها خیلی زور بزنن 400-500 سال تاریخ دارن و ما کشورمون فلان و بهمان... .وفتی هم بهش می گی که چرا برنمی گردی به بهشت خودتون، می گه خوب می دونی ..... (دوباره کلی زر مفت می زنه).

چقدر خودم هم زر مفت زدم هاهیپنوتیزم اگه فعل و فاعل و اینجور چیزهای نوشتم به هم نمی خورد، ببخشید، رفتم بالای منبر و می دونید دیگه وقتی آدم می ره رو منبر دیگه فقط می گه ..... .نیشخند

خلاصه، مملکتمون رو فراموش نکنیم.

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩