ما میریم کانادا

تحقیقات من و همسرم درباره مهاجرت به کانادا از همه‌جا و همه‌کس

هزینه مسکن و رنج قیمت مسکن

سلام به همگی

راستش توی پست‌های قبلی در مورد مسکن و انواع اون براتون توضیحاتی رو دادم. ولی بعضی از دوستان درخواست داشتند که در مورد هزینه‌های مسکن در کانادا هم توضیحاتی رو بدم، که در این پست سعی می‌کنم تا جایی که امکان داشته باشه درموردش بنویسم. همچنین اشاره کنم به این موضوع که مطالبی که در این مورد گفته می‌شه فقط مثاله و ممکنه نسبت به شرایط و ایالت و محله همه چیز فرق کنه، این مطلب فقط واسه اینه‌که اوضاع دستتون بیاد.

(خدایی چه حالی می‌ده فارسی نویسینیشخند)

همه چیز طبق معمول از جیب مبارک شروع می‌شه. اینکه چقدر به قول خودمون مایه تیله داشته باشی. اگه مایه دار باشی، خوب انقدر حق انتخاب داری که اصلاً نیازی به خوندن این مطلب نداری، اگر هم که نمی‌تونی حداقل ماهی ١۵٠٠ دلار برای یه آپارتمان یه خوابه بدی، پس بشین تا واست بگم.نیشخند ضمناً تمام مثال‌هایی که می‌زنم برای یک محله متوسط توی ادمونتون هستش و خوب مسلماً توی ونکور یا تورنتو مبالغ احتمالاً بالاتره!!!!

مثال شماره یک:

 یک‌ واحد آپارتمان یک خوابه توی یک مجتمع ٣٠ واحدی٣ طبقه (زیرزمین - همکف - طبقه اول)(عمراً مثل این توی ایران گیر بیاری، هر طبقه ١٠ واحد) توی طبقه همکف، با متراژ حدود ۶٠ متر حدود ٩٠٠ دلار در ماه بعلاوه ٨۶٠ دلار به عنوان پول پیش.

معایب:

هزینه برق و تلفن و اینترنت با خودتونه

قرار داد ماهیانه (هر موقعی خواستی تخلیه کنید، فقط یکماه قبل به مدیر ساختمون اطلاع بدید.

مزایا:

نزدیک ایستگاه مرکزی اتوبوی و قطار درون شهری

هزینه آب و گرمایش خونه با اجاره پرداخت می‌شه

نزدیک فروشگاه‌های خرید مواد غذایی

پارکینگ سرباز

مثال شماره ٢:

یک سوییت (بدون اتاق خواب)، حدود ۴٠ مترمربع توی یک مجتمع ١۶ طبقه با حدود ١۵٠ واحد، ماهیانه ۶۵٠ دلار بعلاوه ۴٠٠ دلار پول پیش.

معایب:

هزینه تلفن و اینترنت با خودتونه

نزدیک ایستگاه مرکزی اتوبوس نیستی،‌ولی از فاصله ۵٠٠ متری خونت یه اتوبوس شمال به جنوب شهر هر ١۵ دقیقه از ساعت ۵ صبح تا ١ شب رد می‌شه.

برای ٣ نفر خیلی کوچیکه ولی برای یه زن و شوهر جوون بدک نیست.

برای خرید مواد غذایی باید سوار همون اتوبوس کذایی بشی و ١٠ دقیقه اتوبوس سواری کنی. (زمستون ممکنه زوزه بکشی)

برای پارکینگ سرباز باید ماهی ٢٠ چوق اضافه بدی

مزایا:

اجاره نسبتاً ارزون

هزینه آب، برق، گرمایش خونه با صاحب خونست.

پول پیش کمی می‌خواد

به مرکز شهر نزدیکتری

مثال شماره ٣:

یک سوییت توی یه مجتمع مثل مثال شماره ٢ (ولی مجتمع مدرن‌) با همون اندازه ماهی ١٢٠٠ دلار بعلاوه ۶٠٠ دلار پول پیش.

معایب:

مثل مثال شماره ٢

مزایا:

مثل مثال شماره ٢ بعلاوه:

اند کلاس

استخر و سالن بدنسازی (بعداً یه راهی بهتون می‌گم که بتونید برای یکسال از استخر‌های دولتی و سالنهای بدنسازی مجانی استفاده کنید(با تشکر از همسر محترمه که این روش رو پیاده‌سازی کردند)چشمک

 

خلاصه اینم از ٣تا مثال تپل برای خونه، ممکنه از این ارزونتر و یا گرونتر هم گیر بیاد ولی باید به محله هم دقت کنید. انتخاب محله برای زندگی نقش مهمی رو در اجاره خونه ایفا می‌کنه.

برای اینکه دوستان عزیز بتونن راحت‌تر دنبال خونه و هر چیزی توی کانادا بگردن یه سایت هم به عنوان سوپرایز براتون رو می‌کنم، ولی در قبال این سوپرایز ازتون یه چیز هم می‌خوام، یه چیز بی‌خرج، کامنت!!!!! اینو خوندی کامنت رو یادت نره!!!

خوب بریم سر اصل موضوع:

برای اینکه دنبال خونه، ماشین، شیر مرغ، جون آدمیزاد یا هر چیز دیگه‌ای توی هر جای کانادا بگردید بهتون یه سایت پیشنهاد می‌کنم، توی این سایت می‌تونید بصورت رایگان کالا یا خدمات خودتون رو برای فروش بگذارید و یا دنبال یک کالا یا خدمات بگردید. همش هم رایگانه. این شما و اییییییییییییییییییییییییییییییین سایت محبوب خرید و فروش اینترنتی: کی جی جی.

برای اینکه بتونید دنبال شیر مرغ و یا جون آدمیزار محترم بگردید به آدرس:  www.kijiji.ca برید و پس از انتخاب شهر مورد نظرتون، می‌تونید هرچیزی که بخواید رو پیدا کنید.

دیگه حس نوشتن نیست، اگه سوپرایز‌های بیشتری می‌خواید، کامنت یادتون نره.

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠

هزینه‌های پس از ورود به کانادا (مسکن(انتخاب محل مناسب برای اجاره یا خرید خانه))

سلام به همگی

در ادامه مطلب هزینه‌های پس از ورود به کانادا و مسکن و محل سکونت، می‌رسیم به اینکه کجای شهر باید خونه مناسب تهیه بکنیم. این توضیحات بیشترش برای شهر ادمونتون نوشته می‌شه ولی شما می‌تونید با کمی دستکاری از اون برای شهری که می‌خواید برای اقامت انتخاب بکنید استفاده بکنید. پس من الان در مورد ادمونتون توضیح می‌دم و از دوستان عزیزی که به لقمه آماده عادت دارند و من توصیه می‌کنم بهشون که بیخیال مهاجرت بشن، خواهش می‌کنم از فردا ایمیل و کامنت نگذارید که می‌شه در مورد فلان شهر هم بگی؟ اونجا چیکار باید بکنیم؟

خوب برسیم به مطلب امروزمون (الان که دارم می‌نویسم شبهنیشخند).

ادمونتون برخلاف شهری مثل تهران که تمام عالم و آدم می‌دونن شمالش از جنوبش بهتره و مرغوبتر، باید خدمتتون عرض کنم که اینطور نیست و در نگاه اول جنوبش از شمالش بهتره، ولی وقتی بیشتر به شهر و محله‌ها دقت می‌کنیم، می‌بینیم که قسمت‌های خوب و بد شهر تقریباً در سطح شهر پخش هستند و شما نمی‌تونید از لحاظ جغراقیایی خوب و بد شهر رو مشخص کنید(البته محله‌ای چرا می‌تونید).

در زمان اجاره و یا خرید خونه به چند نکته اصلی باید توجه کرد:

  1. میزان جرم و جنایت در اون منطقه ( اینجا هم مدینه فاضله نیست و باید به این موضوع خیلی دقت کنید)
  2. نزدیکی به مراکز خرید و فروشگاه‌ها (لزوماً نباید وقتی در خونه رو باز می‌کنید توی وال‌مارت باشید)
  3. نزدیکی به ایستگاه اتوبوس و یا مترو ( اینحا بهش می‌گن ال آر تی(بعدا می‌گم چرا))
  4. همسایه‌ها (مثل هرجای دنیا، اینحا هم همسایه مهمه، گرچه خدایی سخته آدم توی نیم ساعت بازدید از خونه بتونه درباره همسایه‌ها تحقیق بکنه
  5. داشتن پارکینگ (اگه ماشین دارید سعی کنید سرپوشیده باشه، من بشخصه اگه صبح پاشم ببینم ١٠ سانتی‌متر برف رو ماشینم نشسته و باید برفشو پاک کنم و تازه بعدش اگه ماشینم بصورت ریموت روشن نشه، باید ١٠ دقیقه هم گرمش بکنم، اصلاً بیخیالش می‌شم و با اتوبوسی چیزی میرم سرکار)
  6. دشتن دوش در حمام (این مورد رو خودم به چشم ندیدم، ولی شنیدم که در بعضی از خونه‌های قدیمی اینجا، دوش وجود نداره و همون یه شیر مخلوط آب سرد و گرم قراره کارتون رو راه بندازه(من یکی که اصلاً با حموم بدون دوش حال نمی‌کنم)
  7. جنس کف خونه (اگه می‌خواید خونه رو اجاره بکنید، ترجیحا کف خونه موکت باشه بهتره، سرمای سرامیک فکر نکنم توی زمستون زیاد بهتون حال یده ( مخصوصاً اگه مثل من اهل لم دادن زیر پایه مبل باشید و پاهاتون رو روی مبل بزارید و روی زمین بخوابید و لپ‌تابتون روی شیکمتون باشه، عمراً هیچکدومتون متوجه شده باشید من در چه خالتی با کامپیوترم کار می‌کنمنیشخند )
  8. سعی کنید جایی محل زندگیتونو انتخاب کنید که زیاد نخواید در رفت و آمد تا محل کار یا محل تحصیل باشید. ادمومتون به اندازه تهران بزرگه ولی مثل تهران نیست که نتونید هرجاییش که دلتون خواست خونه اجاره کنید، یه کم حوصله به خرج بدید می تونید محل مناسبی برای زندگی انتخاب کنید(البته اگه خدایی نکرده به سرتون نزده باشه و توی سرمای منفی 10 یا 15 بیاید کانادا و مجبور باشید توی اوت سرما با اتوبوس یا قطار شهری دنبال خونه بگردید)

چیز دیگه‌ای فعلاً یادن نمی‌یاد، بجز اینکه در مورد گزینه ها واستون توضیح بدم.

از اونجایی که میزان جرم و جنایت در زمانهای مختلف همیشه در حال تغییره و همینطور از اونجایی که من از کار بزن دررویی خیلی بدم میاد و همینطور از آدمهای بزن دررو و همینطور از اونجایی که دلم نمی‌خواد ۴ ماه دیگه این مطلب بلااستفاده باشه روش پیدا کردن میزان جرم و جنایت در هر منطقه رو واستون توضیح می‌دم(۴ خط دلیل آوردم!!!).

برای این کار فقط کافیه یکی از روش‌های زیر رو انجام بدید:

  1. اسم شهرتون رو بصورت "City name + Crime Map" توی گوگل سرچ بزنید. مثلا برای ادمونتون بنویسید Edmonton Crime Map ، معمولاً توی همون یکی دو گزینه اول به نتیجع می رسید.
  2. به سایت پلیس شهرتون مراجعه کنید و از اونجا می تونید با انتخاب محله مورد نظرتون میزان جرم و جنایت رو متوجه بشید، برای مثال، برای دیدن نقشه جرم و جنایت ادمونتون به این آدرس مراجعه کنید.

برای موارد 2 و 3 می تونید از گوگل مپ یا گوگل ارتث عزیز اسفاده بکنید و یا اینکه خودتون وقتی برای بازید خونه می رید از مدیر ساختمون و یا مالک ساختمون در این موارد اطلاع کسب کنید. (اگه از گوگل مپ یا گوگل ارتث می خواید استفاده بکنید، کافیه آدرس مورد نظر رو بدید و از گوگل بخواید که مراکز خرید و نردیک ترین ایستگاه های وسایل نقلیه عمومی رو بهتون نشون بده) اگر بلد نیستید با این ابزارها کار کنید، همون ایران بمونید، چون این ابزارها به نظر من برای یک مهاجر تازه وارد نقش یک راه بلد مفت و مجانی و 24 ساعته رو ایفا می کنه.

بقیه موارد هم که یه چشم باز و حواس جمع می خواد.

دیگه وقت خوابمه، امیدوارم فردا بتونم به موقع بیدار بشم.

در مطلب بعدی به موضوع اینکه اصلاً چطوری توی این بقول بعضی دوستان، یخستان خونه می شه پیدا کرد می پردازم.

کامنت نذاری، حرومت باشه هر کلمه ای که خوندینیشخند

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩

زندگی همچنان جاریست

سلام به همه دوستان

مرسی از همه بخاطر ابراز همدردیتون، از اینکه انقدر هوامو دارید سپاسگذارم. راستش اینکه این پست با پست قبلی خیلی قاصله افتاد، دلیلش فقط دل و دماغ نداشتن بدلیل فوت مادربزرگ نبود و درس هم مزید بر علت شد و همینطور برنامه ریزی برای ادامه زندگی و ریختن یه برنامه برای ۶ ماه آینده با همسر.

طبق قولی که داده بودم و می‌دونم خیلی منتظر هستین، می‌خوام طی چند پست به بررسی هزینه‌های زندگی اولیه در کانادا بپردازم.

بیاید با هم ببینیم یه مهاجر بعد از مهاجرت به چه چیزهایی نیاز داره و به ترتیب بهشون بپردازیم.

نکته: این موارد می‌تونه بسته به شهر و یا ایالت محل سکونت مهاجر و زمان تغییر بکنه، ولی من سعی می‌کنم در کنار ذکر قیمت یک لینک وب‌سایت هم بگذارم تا شما اگه در چند سال آینده (اگه پرشین بلاگ هک نشهچشمک) بتونید با مراجعه به اون لینک قیمت اون زمان رو ببینید. سایت‌ها و هزینه‌ها مربوط به ادمونتون و ایالت آلبرتا می‌باشد.

تقسیم هزینه‌ها:

  1. مسکن و محل سکونت
  2. خوراک
  3. پوشاک
  4. ارتباطات
  5. حمل و نقل
  6. خرید لوازم اولیه زندگی
  7. هزینه مهدکودک بچه‌ها (البته قول نمی‌دم اطلاع کاملی داشته باشم، چون ما اصلاً بچه نداریم(خداروشکر))نیشخند

راستش فعلاً چیزی یادم نمیاد ولی اگه شما چیزی رو دید از قلم افتاده بگید؛ اضافه کنم.

ضمناً در مورد قالب وبلاگ هم باید بگم که از امروز، قالب بلاگ به حالت قبل برمی‌گرد، علیرغم اینکه خودم از قالب قبلی خسته شدم، ولی بدلیل اجتمال ناسازگاری با مرورگرهای مختلف (خودم چک کردم، مشکلی ندیدم ولی بعضی از دوستان گفتن که مشکلاتی مشاهده شده) ولی به محض اینکه سرم خلوت بشه، کلاً یه قالب جدید و اختصاصی واسش طراحی خواهم کرد، اگه دوستانی هم هستن که دستی در طراحی قالب دارند، خوشحال می‌شم طرحاشون رو ارایه بدن.

در پست بعدی که در ٢۴ ساعت آینده خواهید خوند(اگه عمری بود) در مورد اجاره مسکن توضیح خواهم داد.

پس تا حداکثر ٢۴ ساعت دیگه.

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩

سرمای کانادا

سلام به همگی

مرسی از کامنت‌های شما عزیزان، خدایی آدم هوس می‌کنه درسو بزاره کنار و صبح تا شب و شب تا صبح بنویسه.

راستش بنا به سرد شدن هوا بد ندیدم یه پست در این مورد بنویسم تا دوستان بدونن اینجا چه خبره!!!!!!

قبل از هر چیزی باز هم به همه‌ی مهاجرین عزیزی که می‌خوان به کانادا مهاجرت بکنن، توصیه می‌کنم تا جایی که براتون امکان داره سعی کنید در تابستون به کانادا مهاجرت بکنید، تا بتونید و بدنتون بتونه، به مرور زمان خودشو با هوا تطبیق بده، وگرنه اگه مثلاً توی این زمان از تهران به سمت ادمونتون پرواز بکنید، وقتی رسیدید اینجا خدایی نکرده ممکنه دچار شک بدی بشید و این برای شروع یک زندگی جدید زیاد جالب نیست.

برای من و همسرم، چون توی تابستون مهاجرت کردیم این سرما رو تحمل کردن، زیاد سخت نبود و البته در این میون نباید نقش دایی همسر و خانواده رو هم در انتخاب لباس مناسب برای زمستون و راهنمایی اونها برای خرید لباس مناسب رو ندیده گرفت.

توصیه:

هر لباس گرمی رو از ایران برندارید و با خودتون بیارید، چون الکی فقط جا و وزن چمدونهاتون رو می‌گیره. سعی کنید گرمترین و بهترین‌ها رو بیارید، چون گرمترین اونها برای پاییز کوتاه مدت اینجا مناسبه و نه بیشتر.

تجربه:

دیروز در سرمای حدود منفی ٢٠ درجه،نیشخند با یک سری لباس گرمی که از ایران آورده  بودم رفتم بیرون و بعدش با یکسری لباس دیگه که از همینجا خریده بودم رفتم بیرون تا بصورت عملی متوجه بشم، چقدر می‌تونم توی این سرما دوام بیارم. با لباسهایی که آورده بودم، به محض اینکه وارد هوای آزاد شدم، مغز استخونم یخ کرد و سرما رو حس کردم و حدود ۵ دقیقه بعد پریدم توی خونه، بعدش رفتم و لباس‌هایی رو که از اینجا خریده بودم، پوشیدم و رفتم بیرون، سرما رو یواش یواش می‌شد حس کرد ولی خوبیش اینه که می‌تونی با این لباس تا نیم‌ساعت رو راحت توی خیابون ول برگردی.

اینهارو نگفتم که نگران بشید، من خودم بچه جنوبم کا، سرما می‌دیدم، دممو می‌زاشتم روی کولم و دِ در رو. ولی حالا چی؟ منقی ٢٠، منفی ٢۵، خیالی نبستعینک

البته نه اینکه اینجا همه هرکولن و سرما روشون تاثیری نداره، ولی واقعیت اینه که هم بدنتون عادت می‌کنه و هم روی کاغذ همه چیز سخت‌تره تا توی عمل.

وقتی یکی می‌گه منفی ١۵، شاید یکدفعه آدم یاد قطب بیفته، ولی وقتی میاین اینجا، می‌بینی که نه بابا، همچین خبری هم نیست. چرا؟

چونکه:

  1. اینجا، همه‌جاش گرمه، توی اتوبوس، توی ایستگاه‌‌های اصلی اتوبوس، توی قطار، توی فروشگاه‌ها، خلاصه همه‌جا. پس شما در عمل مدت زیادی رو توی سرما نمی‌مونین، از خونه میاین بیرون، و چون وسایل حمل و نقل عمومی همه سر ساعت مشخص حرکت می‌کنن و شما هم سر ساعت درست وارد ایستگاه شدید، سریع سوار اتوبوس می‌شید و مثلاً توی یک ایستگاه نزدیک یک مرکز خرید که حداکثر فاصلش با ایستگاهی که پیاده شدید ٢٠٠-٣٠٠ متره، سریع می‌رید توی فروشگاه یا مرکز خرید و اونجا هم توی گرمای مطبوع، کارهاتون رو انجام می‌دید و دوباره سر ساعت مقرری که از قبل تنظیم کردید، به ایستگاه مراجعت می‌کنید و اتوبوس گرم و نرم(؟) عزیز هم می‌رسه و شما سوار می‌شید و توی نزدیک‌ترین ایستگاه اتوبوس به محل زندگیتون، که اون هم حداکثر ٢٠٠-٣٠٠ متر با محل زندگیتون فاصله داره پیاده می‌شید.
  2. مورد بالا توی شرایطی بود که شما، مثل ما ماشین ندارید، اگر که ماشین داشته باشید که دیگه صفا سیتی، از خونه میاید بیرون، سوار کادیلاک همایونی می‌شید و گرم و نرم و حالی به حولی، در حدی که وقتی یه‌نقر به شما می‌گه هوا سرد شده، شما می‌گید:اِ اِ اِ ..... .تعجب
  3. شهردار محترم و عوامل محترمشترشون، به محض اینکه بارش برف تموم می‌شه، تمام خیابونهای اصلی (دقت کنید، خیابونهای فرعی رو شاید تمیز بکنن) از برف پاک می‌شه و فقط برف در کنار پیاده‌روها وجود داره.
  4. بارش برف، هیچ خللی در سیستم حمل و نقل شهری ایجاد نمی‌کنه.
  5. بدلیل سرمای زیاد هوا، وقتی برف میاد، بلافاصله آب نمی‌شه و گند خیابون رو برداره؛ در فصل جاری فقط برف میاد و آب نمی‌شه.
  6. آپارتمان‌ها همیشه گرم هستم، به طوری که خود من همین دیشب برای ١۵ دقیقه توی سرما منفی ٢۵ درجه پنجره رو باز کردم تا از گرمای خونه کم بشه و هوای تازه بیاد تو.(چون گرمایش خونه روی اجارست، شوفاژ رو نبستیم، پول دادیم، باید گرم بشهنیشخند)
  7. معمولاً وقتی آپارتمان اجاره می‌کنید، گرمایش خونه رو روی اجاره حساب می‌کنن و شما نگران گرم کردن خونه نخواهید بود.چشمک

 

Photo of Ken Mehedyn

خبر خوش به ادمونتونی‌ها عزیز:

شورای شهر تصمیم گرفته در زمستون جاری حداکثر ارتفاع برفی که در خیابونها مفرعی می‌تونه وجود داشته باشه ۵ سانتی‌متر بیشتر نشه، در قانون قبلی این عدد ١٠ سانتی‌متر بود. حالا من نمی‌دونم این دوستان چطوری می‌خوان این قانون رو اجرا بکنن، اگه یه سری به محله‌هایی مثل لجر بزنن، فکر کنم خودشون می‌تونن بفهمن این کار غیر ممکنهخیال باطل

خلاصه از سرما زیاد نترسید و سعی کنید به محض شروع فصل سرما، لباس گرم تهیه کنید.

قیمت‌های لباس‌ها و فروشگاه‌ها متفاوته، ولی روی یه کاپشن خوب کمتر از ١٠٠دلار حساب نکنید. این حداقله و ممکنه تا ٢٠٠ یا ٢۵٠ دلار هم مجبور بشید هزینه کنید. البته معمولا در حراج‌های Walmart و Bay می‌تونید قیمت‌های خوبی پیدا بکنید.

خلاصه اینجا هوا سرده ولی قابل سکونت، من همیشه می‌گم وقتی این همه آدم اینجا می‌تونه زندگی بکنه، پس ما هم می‌تونیم، حتی اگه بچه جنوب باشیم، ها وولک!!!عینک

کامنت یادتون نره

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩

دو سال گذشت!

با سلام

دوستان عزیز خواننده مدتیه که از دست من شاکی هستن که چرا نمی‌نویسم. راستش بعد از صدور ویزا خوردیم به تعطیلات سال نو و دید و بازدید و رفتن به شهرستان (دیگه بچه تهران نبودن این دردسر‌ها رو هم داره) خداحافظی با فامیل من باعث شد که کل تعطیلات رو درگیر بشیم.

بعداز عید، یعنی همین دیروز هم بالاخره بلیط رفتن رو گرفتیم و قرار شد که در اولین هفته مرداد ‌ماه با یک پرواز ایران ایر بریم لندن و از اونور هم با پرواز ایرکانادا بریم بسوی ادمونتون.

خلاصه اینارو گفتم که بگم توی این پست هم با عرض شرمندگی نمی‌تونم در مورد صدور ویزا توضیح بدم و ایشالا در پستهای بعدی واستون ماجرا رو کامل توضیح خواهم داد. و البته بعدش هم در مورد تهیه بلیط واستون می‌نویسم.

از اونجایی که دوسالگی بلاگ گذشت و ما مشغول فعالیت مضاعف بودیم، اصلاً به روی خودمون هم نیوردیم تا اینکه امروز یاد اومد و کلی از دست خودم شاکی!!!!

بله، دو سال پیش این بلاگ رو موقعی شروع کردم که چندماهی بیشتر از شروع مهاجرتمون نگذشته بود و الان بعد از دوسال پر استرس و سخت، چند ماهی بیشتر به پایان زندگیمون در ایران نمونده. خیلی دلم می‌خواد بیشتر در مورد این حال و هوا بنویسم ولی افسوس که تا ١۵ دقیقه دیگه باید کارهای دیگم برسم.!!!!

هییییییییییییییییییییی!

برای دوسالگی بلاگ یه هدیه دارم برای کسایی که می‌خوان به ایالت آلبرتا مهاجرت بکنن.

یه متن ٩٢ صفحه‌ای که دولت آلبرتا برای مهاجرانی که به این ایلات سفر می‌کنند تهیه کرده که البته جالبیش به فارسی بودنشه!

البته فکر می‌کنم بقیه ایالت‌ها هم چنین کاری رو انجام دادن، که اگه لینکشو پیدا کردم واستون توی بلاگ قرارش می‌دم.

به همه دوستانی که قصد مهاجرت به این ایالت رو دارند توصیه اکید دارم که این فایل رو مطالعه کنید.

برای مطالعه این متن به این لینک مراجعه کنید.

موفق باشید

 

  
نویسنده : داود ; ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩

شاید ادمونتون نه!!!!!!!!

ایرانتو: محدود شدن فرصت های شغلی و کاهش بهای انرژی باعث شده، آلبرتا جایگاه قبلی خود برای جویندگان کار در کانادا را از دست بدهد.
برای بیش از ده سال، اقتصاد در حال رشد آن ایالت که ناشی از منابع نفتی موجود بوده، صدها هزار نفر را از ساسکچوان، نیوفانلند و سایر مناطق کشور بخود جلب کرده است.

اما گزارش سه ماهه سوم اداره آمار کانادا  حاکی از آن است که شمار افرادی که آلبرتا را به مقصد سایر ایالت ها ترک کرده اند بیشتر از کسانی است که به آن استان عزیمت کردند.

این اتفاق برای اولین بار از سال 1994 اتفاق افتاده است.

افزایش بهای نفت باعث شده بود، این ایالت سالانه 50،000 نفر را از بین مهاجران جدید و یا سایر مناطق کشور به خود جلب کند و در حالیکه بیکاری در آن استان برای مدت های متمادی در کمترین حد قرار داشته، اما هم اکنون در همسایگی آن یعنی ساسکچوان، نرخ بیکاری 2درصد کمتر از آلبرتا شده است.

گفته می شود، بحران اقتصادی اخیر باعث شد، بسیاری از افرادی که به آلبرتا مهاجرت کرده بودن به یکباره بیکار شوند و با بازگشت آنها به محل زندگی قبلی شان، جمعیت استان شاهد سیر نزولی گردید.

این در حالیستکه هنوز هزینه زندگی در آلبرتا به نسبت سایر استان ها بیشتر است.

کارشناسان با توجه به رشد فرصت های شغلی در سال جاری به میزان 13،000 مورد، پیش بینی کرده اند که با بازگشت وضعیت انرژی به حالت عادی، طی دو سال آینده، مشکل بیکاری در آلبرتا نیز حل گردد.

هم اکنون آلبرتا به یمن ورود تازه واردین، از رشد جمعیتی مناسبی برخورد است و از نظر رشد اقتصادی نیز پس از بریتیش کلمبیا و ساسکچوان، در رده سوم کشوری قرار دارد.

نظر ما:

راستش چند وقتیه داریم از ادمونتون رفتن پشیمون می‌شیم، نه  فقط به دلیل سرما، بلکه به دلیل اینکه به نظر می‌رسه که در حال حاظر فرصت شغلی توش کمه، شاید تا جند ساله پیش اوضاع اقتصادی توی این شهر و آلبرتا خوب بوده ولی الان چیز دیگه‌ای به نظر می‌رسه. راستش از تورنتو بدلیل شلوغیش زیاد خوشمون نمی‌یاد، شاید بشه در مورد مارکام(شهر کوچیکی در اطراف تورنتو) فکر کرد. خیلی دوست دارم نظر دوستانی رو که الان توی کانادا هستن بدونم.

به ما کمک کنید و نظرتونو بگید. 

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸

سرمای استخوان سوز در استان های غربی کانادا

ایرانتو: سازمان هواشناسی کانادا با انتشار اطلاعیه ای از از ورود یک جبهه هوای بسیار سرد و خطرناک به سمت استان های آلبرتا، منیتوبا و ساسکچوان و مناطقی از شمال انتاریو خبر داد.
در این اطلاعیه دمای هوا تا 50 درجه زیر صفر اعلام شده که در چنین هوایی، پوست انسان به فاصله 5 دقیقه یخ می بندد.

در دو شهر اصلی آلبرتا، یعنی ادمونتون و کلگری، پلیس و نیروهای امداد ، بی خانمان ها به خوابگاه های عمومی ، منتقل می کنند..

در ادمونتون، برخی از کلیساها نیز با اختصاص فضایی به همین منظور، حدود 700 تخت خواب را آماده کرده اند.

آخرین گزارش ها از پر شدن ظرفیت خوابگاه ها خبر می دهد. مقامات محلی گفته اند ، برای پاسخگویی به نیازمندان، انبارهای سوله مانندی را که دارای حمام و رختخواب هستند، برای اسکان آنان تدارک دیده اند.

بر اساس آماری که شهرداری ادمونتون تهیه کرده، در سال 2008، حدود 3،000 نفر خیابان خواب، در این شهر آمارگیری شده اند. اما احتمالا ، تعداد واقعی، 20 درصد بیشتر از این رقم باشد.

پلیس از مردم خواسته است در صورت مشاهده بی خانمان ها ، مراتب را با شماره تلفن 911 درمیان بگذارند.

در کلگری، تعداد افراد بی خانمان به دوبرابر افزایش یافته، اما مسئولان مربوطه از عدم دریافت کمک های اهدایی مردمی گلایه می کنند. این موضوع با توجه به شیوع آنفولانزا در بین آنان، کار را دشوارتر از گذشته کرده است.

اداره گاز ساسکچوان نیز از رشد شدید مصرف بخاطر سرما و یخبندان خبر می دهد، اما مسئولان مربوطه اطمینان دادن که پیش بینی های لازم را برای جلوگیری از قطع گاز بعمل آورده اند.

اضافه می شود، استان های غربی کانادا بجز بریتیش کلمبیا که به Prairies مشهور هستند، همه ساله از 15 نوامبر ( 4 آبان) شاهد افت شدید دما تا حد 45 تا 50 درجه زیر صفر می شوند و این روند تا 15 مارس (4 اسفند) ادامه می یابد.

نظر من:

خدا به خیر کنه!!!!!!!!!!!! سال دیگه این موقع داریم قندیل می‌بندیماسترس

  
نویسنده : داود ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸