هزینه مسکن و رنج قیمت مسکن
سلام به همگی
راستش توی پستهای قبلی در مورد مسکن و انواع اون براتون توضیحاتی رو دادم. ولی بعضی از دوستان درخواست داشتند که در مورد هزینههای مسکن در کانادا هم توضیحاتی رو بدم، که در این پست سعی میکنم تا جایی که امکان داشته باشه درموردش بنویسم. همچنین اشاره کنم به این موضوع که مطالبی که در این مورد گفته میشه فقط مثاله و ممکنه نسبت به شرایط و ایالت و محله همه چیز فرق کنه، این مطلب فقط واسه اینهکه اوضاع دستتون بیاد.
(خدایی چه حالی میده فارسی نویسی
)
همه چیز طبق معمول از جیب مبارک شروع میشه. اینکه چقدر به قول خودمون مایه تیله داشته باشی. اگه مایه دار باشی، خوب انقدر حق انتخاب داری که اصلاً نیازی به خوندن این مطلب نداری، اگر هم که نمیتونی حداقل ماهی ١۵٠٠ دلار برای یه آپارتمان یه خوابه بدی، پس بشین تا واست بگم.
ضمناً تمام مثالهایی که میزنم برای یک محله متوسط توی ادمونتون هستش و خوب مسلماً توی ونکور یا تورنتو مبالغ احتمالاً بالاتره!!!!
مثال شماره یک:
یک واحد آپارتمان یک خوابه توی یک مجتمع ٣٠ واحدی٣ طبقه (زیرزمین - همکف - طبقه اول)(عمراً مثل این توی ایران گیر بیاری، هر طبقه ١٠ واحد) توی طبقه همکف، با متراژ حدود ۶٠ متر حدود ٩٠٠ دلار در ماه بعلاوه ٨۶٠ دلار به عنوان پول پیش.
معایب:
هزینه برق و تلفن و اینترنت با خودتونه
قرار داد ماهیانه (هر موقعی خواستی تخلیه کنید، فقط یکماه قبل به مدیر ساختمون اطلاع بدید.
مزایا:
نزدیک ایستگاه مرکزی اتوبوی و قطار درون شهری
هزینه آب و گرمایش خونه با اجاره پرداخت میشه
نزدیک فروشگاههای خرید مواد غذایی
پارکینگ سرباز
مثال شماره ٢:
یک سوییت (بدون اتاق خواب)، حدود ۴٠ مترمربع توی یک مجتمع ١۶ طبقه با حدود ١۵٠ واحد، ماهیانه ۶۵٠ دلار بعلاوه ۴٠٠ دلار پول پیش.
معایب:
هزینه تلفن و اینترنت با خودتونه
نزدیک ایستگاه مرکزی اتوبوس نیستی،ولی از فاصله ۵٠٠ متری خونت یه اتوبوس شمال به جنوب شهر هر ١۵ دقیقه از ساعت ۵ صبح تا ١ شب رد میشه.
برای ٣ نفر خیلی کوچیکه ولی برای یه زن و شوهر جوون بدک نیست.
برای خرید مواد غذایی باید سوار همون اتوبوس کذایی بشی و ١٠ دقیقه اتوبوس سواری کنی. (زمستون ممکنه زوزه بکشی)
برای پارکینگ سرباز باید ماهی ٢٠ چوق اضافه بدی
مزایا:
اجاره نسبتاً ارزون
هزینه آب، برق، گرمایش خونه با صاحب خونست.
پول پیش کمی میخواد
به مرکز شهر نزدیکتری
مثال شماره ٣:
یک سوییت توی یه مجتمع مثل مثال شماره ٢ (ولی مجتمع مدرن) با همون اندازه ماهی ١٢٠٠ دلار بعلاوه ۶٠٠ دلار پول پیش.
معایب:
مثل مثال شماره ٢
مزایا:
مثل مثال شماره ٢ بعلاوه:
اند کلاس
استخر و سالن بدنسازی (بعداً یه راهی بهتون میگم که بتونید برای یکسال از استخرهای دولتی و سالنهای بدنسازی مجانی استفاده کنید(با تشکر از همسر محترمه که این روش رو پیادهسازی کردند)
خلاصه اینم از ٣تا مثال تپل برای خونه، ممکنه از این ارزونتر و یا گرونتر هم گیر بیاد ولی باید به محله هم دقت کنید. انتخاب محله برای زندگی نقش مهمی رو در اجاره خونه ایفا میکنه.
برای اینکه دوستان عزیز بتونن راحتتر دنبال خونه و هر چیزی توی کانادا بگردن یه سایت هم به عنوان سوپرایز براتون رو میکنم، ولی در قبال این سوپرایز ازتون یه چیز هم میخوام، یه چیز بیخرج، کامنت!!!!! اینو خوندی کامنت رو یادت نره!!!
خوب بریم سر اصل موضوع:
برای اینکه دنبال خونه، ماشین، شیر مرغ، جون آدمیزاد یا هر چیز دیگهای توی هر جای کانادا بگردید بهتون یه سایت پیشنهاد میکنم، توی این سایت میتونید بصورت رایگان کالا یا خدمات خودتون رو برای فروش بگذارید و یا دنبال یک کالا یا خدمات بگردید. همش هم رایگانه. این شما و اییییییییییییییییییییییییییییییین سایت محبوب خرید و فروش اینترنتی: کی جی جی.
برای اینکه بتونید دنبال شیر مرغ و یا جون آدمیزار محترم بگردید به آدرس: www.kijiji.ca برید و پس از انتخاب شهر مورد نظرتون، میتونید هرچیزی که بخواید رو پیدا کنید.
دیگه حس نوشتن نیست، اگه سوپرایزهای بیشتری میخواید، کامنت یادتون نره.
موفق باشید
چگونه از وام دانشجویی استفاده کنیم؟
سلام به همگی
خیلی از دوستان از من می پرسند که چطور می تونن پس از مهاجرت به کانادا از وام تحصیلی استفاده بکنن، تصمیم گرفتم که در این بخش به این موضوع بپردازم، امیدوارم که یکسری مسایل برای شما عزیزان روشن بشه و با این مطلب پاسخی به ایمیل هایی که در این زمینه سوال پرسیدن داده باشم. ضمناً به همه دوستانی که میپرسند چطوری برای دریافت وام دانشجویی اقدام کنیم، باید بگم ممکنه مراحل برای هر کالج و دانشگاه متفاوت باشه، برای همین من تنها راه حلی که میتونم ارائه بدم اینه که بگم با واحد فایننشال دانشگاه و کالج مورد نظرتون ارتباط برقرار کنید، غیر ممکنه به نتیجه مطلوب نرسید، بهتون قول میدم.
کمک هزینه تحصیلی با وام دانشجویی چیست؟
وام دانشجویی، هزینه ای است که دولت فدرال کانادا و دولت هر ایالت بصورت جداگانه به کسانی که اقامت دایم کانادا و یا شهروندی کانادا را داشته باشند جهت تحصیل میپردازد.
آیا همه دارندگان اقامت دایم و شهروندان کانادا می توانند این وام را دریافت نمایند؟
بلی، ولی درصورتی که میزان درآمد سالیانه آنها از حد تعیین شده از سوی دولت کمتر باشد. توجه داشته باشید که حداقل درآمد سالیانه هرساله از سوی دولت فدرال و دولت ایالتی اعلام می گردد و ایالت به ایالت متفاوت می باشد.
آیا میتوانم به دولت درآمد واقعی سالیانه خودم را نگویم؟
خیر، زیرا هرکس در کانادا در هنگام شروع به فعالیت شغلی، باید شماره بیمه اجتماعی یا سین نامبر خود را ارائه نماید و دولت کانادا از طریق این شماره به تمامی اطلاعات درآمدی شما دسترسی دارد. (عمراً اینجا بدرد دورده بازا بخوره).
آیا تحصیل در هر رشته و دانشگاه و مقطع تحصیلی شامل دریافت فاندینگ میشود؟
خیر، قبل از ثبت نام این مورد را با دانشگاه و یا کالج مورد نظر درمیان بگذارید.
آیا همه مدارک قبلی من مورد تایید دانشگاه ها و کالجهای کانادا میباشد؟
خیر، ولی بهترین کار برای یک مهاجر تازه واره اینه قبل از مهاجرت به کانادا، یک ترجمه از ریز نمرات دانشگاهی خودش رو بعلاوه یک شرح تحصیلی برای رشتهای که تحصیل کرده (به ازاری تمامی دروس تخصصی یک توضیح در رابطه با اینکه این درس در مورد چی بوده و سرفصلهای این درس چی بوده) رو آماده کنه و بعد از ورود به کانادا، به مراکزی که برای مهاجران در همه شهرها وجود داره بره، و از اونها بخواد که مدرک دانشگاهیش رو براش معادل بکنن، اونها روش این کار رو به شما میگن و بهتون کمک میکنن که بتونید این کار رو انجام بدید. برای ما مجانی بود و فکر میکنم تمام ایالت ها هم مجانی باشه. (تا یکسال اول ورود البته، بعدش فکر کنم ١٠٠ دلار آب میخوره).
با نشون دادن این مدرک معادل بعلاوه ریز نمرات و اون شرح تحصیلی به دانشگاه میتونید یکسزی از دروس رو تطبیق بدید.
آیا برای تحصیل سطح زیان ستجیده میشه؟
بله، معمولاً هر دانشگاه یا کالج از شما مدرک تافل و یا آیلتس آکادمیک درخواست میکنن، جون شما تازه وارد هستید و دبیرستان و یا دانشگاهتون پیش از این در کانادا نبوده.
چه نمره ای زبانی برای ورود دانشگاه لازمه؟
این نمره نسبت به دانشگاه و رشتهای که میخواهید تحصیل کنید، متفاوته. (من که میدونم از فردا ایمیل و کامنت میاد که من اگه بخوام توی فلان رشته توی دارقوز آباد سفلی کانادا درس بخونم چه نمرهای باید برای زبان بیارم).
راستش دیگه سوالی یادم نمیاد، ولی اگه کسی سوالی داره که ممکنه به کار بیاد و من فراموش کردم و بدرد همه میخوره، توی همین بخش بپرسه، تا من به ادامه این سوالات اضافه بکنم.
موفق باشید
تشکر و اطلاع مالیاتی به دوستان ساکن در کانادا
با سلام خدمت همه دوستان
قبل از هرچیز از این پشتیبانی بینظیرتون تشکر میکنم و امیدوارم بتونم باز هم برای شما و خودم بنویسم. راستش دلم میخواد هر جیزی رو بصورت کامل توضیح بدم، ولی متاسفم که وقت اجازه نمیده، پس سعی میکنم موارد مهم رو کوتاه توضیح بدم و هر موقع وفت شد بصورت کامل بهشون بپردازم.
موردی که الان خیلی مهمه و تا حدودی هم دیر شده، مربوط به دوستانی هست که در کانادا اقامت دارند.
همه کسانی که در این کشور اقامت دایم دارند و یا شهروند هستند ( دانشجو و نوریست نه ها) باید بعد از پایان سال میلادی از فوریه سال بعد تا آخر ماه آپریل، وضعت مالی خودشون رو به دولت کانادا اعلام بکنن. بالطبع، ماهایی هم که هنوز یک سال نشده به کانادا مهاجرت کردیم هم از این قانون باید طبعیت (برای خودم متاسفم که یادم نمییاد املای طبعیت چطوریه
). خلاصه از اونجایی که برادران کانادایی میدونن ماها فعلاً ممکنه در این زمینه بیل میرم باشیم، مکانهایی رو برای این امر اختصاص دادن که کسایی که درآمدشون از یه حدی در سال کمتر باشه و یا تازه وارد باشن، میتونن به اونجا مراجعه کنن و افرادی بصورت داوطلبانه این فرمهای کذایی رو برای این مهاجرین پر میکنن.
دوستانی که در کانادا هستن و هنوز اقدام به این کار نکردن میتونن به لینک زیر مراجعه کنن و نسبت به ایالت محل زندگیشون آدرس این ایستگاههای صلواتی کفار رو پیدا بکنن.
http://www.cra-arc.gc.ca/tx/ndvdls/vlntr/clncs/menu-eng.html
دیگه باید به درسم برسم، فردا امتحان دارم، بیق بیقم!!!
موفق باشید و باشم
هنوز کسی هست که منو بخونه؟
سلام به همگی
خیلی دلم براتون تنگ شده، دارم به نوشتن دوباره فکر می کنم، اگه بخوام دوباره بنویسم، کسی هست که نوشته های منو بخونه؟ هرکی که هنوز مایل به خوندن نوشته های من هست، لطفاً کامنت بزاره!!!!!!
فعلاً
تمام شد
سلام به همگی
فکر می کنم این آخرین نوشته این بلاگ باشه. بعد از سه سال و اندی، فراز و نشیب و پروسه مهاجرت عجیب و غریب، ما به کانادا اومدیم و من سعی کردم از اینجا هم برای شما بنویسم. (البته زیاد نتونستم) ولی سعیمو کردم. توی این مدت همه شما دوستان با دلگرمی و پشتیبانیتون همیشه منو همراهی کردید.
راستش خیلی سخته دل کندن از شما و بلاگ، ولی واقعیت اینه که اصلاً از لحاظ زمانی، زمان اضافی برای نوشتن ندارم (شاید مدیریت زمانم رو از دست دادم). ولی هرچی که هست فکر می کنم باید در این زمان تمام انرژی و زمانم رو برای زندگی مشترک با همسر عزیزم بگذارم و درس خوندنی که از بعد از اومدن به کانادا شروع کردم.
زمانی که ایران بودم به این جهت که فقط درگیر کار کردن بودم، زمان بیشتر اجازه نوشتن به من می داد، ولی با مهاجرت به کانادا، بعلاوه کار پاره وقت، تحصیل همزمان در دو جبهه!!!!! واقعاً زمان آزادی برای نوشتن بلاگ برای من نمی گذاره و اصلاً دلم نمی خواد شما عزیزان رو با نوشتن یک سال در میون، چشم براه بگذارم.
پس تصمیم گرفتم که نوشتن رو در این زمان کنار بگذارم، شاید روزی دیگر و در یک موقعیت دیگر، بلاگی راه اندازی کنم و در مورد ادامه زندگی در کانادا بنویسم.
خیلی دلم می خواست توی این بلاگ در مورد خیلی چیزها و مسائل بعد از مهاجرت بنویسم ولی متاسفم که نمی تونم. فقط به طور خلاصه یک موردی که این مدت خیلی منو اذیت کرد رو بهش اشاره می کنم و خواهش می کنم برای فهمیدن چرای این موضوع، خودتون تحقیق بکنید. ضمناً این نظر منه و اصلاً دلیل بر این نیست که چیزی که من می گم درسته. این منطق منه و اصلاً مطلق نیست.
به عنوان آخرین نصیحت به دوستان پزشکی که برای مهاجرت به کانادا اقدام می کنن می خوام دوباره به تصمیمی که گرفتن یا می خوان بگیرن به دقت نگاه بکنن. وقتی یک پزشک از ایران (و یکسری کشورهای دیگه) به کانادا میاد، مدرک پزشکیشون مورد قبول نیست و باید دوره های طولانی مدتی رو بگذرونن که در بعضی مواقع فرقی با گرفتن دوباره مدرک پزشکی نداره و تازه می شن پزشکی که در ایران بودن تازه بدون سابقه کار در کانادا. بهتر نیست کشور دیگه ای رو برای مهاجرت انتخاب کنید یا همین انرژی رو که می خواین برای بدست آوردن چیزی که در ایران داشتین بزارین، برای گرفتن تخصص بالاتر در مقطع پزشکی بگذارید؟؟؟؟؟
من در مقامی نیستم که برای کسی تعیین تکلیف بکنم، ولی فکر کنم در مقامی هستم که نسبت به چیزهایی که می بینم، نظر بدم. نمی خوام بترسونمتون، ولی واقع بین باشید.
دوستانی که در مقاطع فنی هم درس خوندن (مثل خود من) هم نشینن و بگن خوب دیگه داود گفت پزشک ها این و اونن، ما مشکلی نداریم. واقعیت اینکه که (توی ادمونتون) اوضاع برای رشته های فنی بدک نیست و با یک کم تلاش می شه شغلی رو متناسب با رشته پیدا کرد (البته به سطح زیان و مسائل دیگه هم بستگی داره).
باز هم می گم، کانادا برای زندگی می تونه مناسب باشه، می تونه جهنم باشه. این بستگی به خیلی مسائل و خود شخص داره. من از اینجا راضی هستم ولی این دلیل نمی شه هرکی میاد اینجا، راضی باشه.
یه مورد دیگه:
توروخدا، تورو به هر کسی که می پرستین ای نمی پرستین. نمی دونم چطوری بگم، فکر فرار از مملکتمون و پناهنده شدن و این مسائل رو از سرتون بندازید بیرون. هیچ جایی(حتی بهترین کشورهای دنیا) ارزش چنین کاریو نداره. توی این مدت خیلی ایمیل دریافت می کردم که می پرسیدن، چطور می تونم و یا می تونیم پناهنده بشیم. من می گم به فکر خودتون نیستین، به خانوادتون فکر کنید.
خوب دیگه، اینم آخرین پست بلاگ ما میریم کانادا. این بلاگ رو پاک نخواهم کرد تا همه بتونن در تجربیات ما استفاده بکنن. از این به بعد به کامنت ها و ایمیل ها جواب خواهم داد، ولی آپدیتی در بلاگ نخواهم داشت.
دلم برای همه شما (حتی اونهایی که حالشون از من بهم می خوره) تنگ می شه.
شاید روزی دیگر در بلاگی دیگر از زندگی روزانه در کانادا و قوانین زندگی در این کشور، ولی چه روزی یا چه سالی، خودم هم نمی دونم.
موفق باشید













خدا نگهدار
من کجام
با سلام و تبریک سال نو میلادی به همه عزیزان
مدتیه که خبری از من و نوشتن نیست و باید بگم دلیلش هم ولگردیه و هم خرزدنه بیش از حده برای گرفتن گواهینامه رانندگی هستش و به زودی قول میدم فعال بشم.
هم اکنون نیازمند انرژی مثبت شما برای گرفتن گواهینامه رانندگی هستیم.
خلاصه اینکه زنده هستم و مشغول و دلم براتون خیلی تنگ شده دیگه نتونستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم فقط بیام و اعلام موجودیت بکنم
.
موفق باشید
سرمای وحشی
سلام به همگی
تشکر از همه حلاخورها بخاطر کامنتهاشون و تبریک به همه حروم خورها که آمار بلاگ نشون می ده که تعدادشون کم هم نیست بخاطر اینکه از پست قبلی تا این پست با وجود حرومخوری، هنوز سنگ یا سوسک نشدن و دارن این پست رو می خونن.
امروز اصلاً حس نوشتن نوشتن در مورد خونه نیست. بجاش میخوام در مورد اتفاق این هفتهای که گذشت رو واستون یه کوچولو بنویسم و کلاً دورهم باشیم بابا، خونه کیلویی چنده، سرما رو بچسب.
سرمای وحشی تا حالا دیدید؟ من که ندیده بودم، ولی این هفته ماهایی که توی آلبرتا و انتاریو و کبک زندگی میکنیم، ببببببببد چشیدیم و دیدیم.
دوستان در اداره هواشناسی و دولت محترم در این مناطقی که عرض شد اخطار داده بودند و خدایی هم حق داشتن.
ظرف ٢۴ ساعت، خدا یه تعداد گارگر از یکی از کشورهای همسایه ایران استخدام کرده بود که هرچی برف توی ابرهای محترم موجوده رو بیل بیل روی سرمون خالی کنن(بیل تک نفره نه ها، بیل مکانیکی). خدایی سرما توی این چند روز زیاد اذیت نکرد ولی برف بد ترکوندمون. اگه دوست داشتید ببینید چی به سر دوستان و ما در ادمونتون اومد یه نگاهی به این لینک که مربوط به روزنامه ادمونتون ژورنال هستش بندازید.
دوستان در شهرداری هم که مشغول پارو کردن هستن، ولی عمرا به این زودیهای این برف پاک بشه، خلاصه خیابونها دیدن داره. قول میدم اگه این برف توی تهران میاومد، بیخیال پاک کردنش میشدن، یا تهران تا بهار تعطیل میشد یا اصلاً پایتخت رو سر یه هفته میبردن اهواز خودمون
(بنده خداها نمیدونن اهواز اگه یه پارچ آب زیادی بریزی، کل شهر نیممتر میره زیر آب و فاضلاب میزنه بالا
).
خلاصه وضع باحالیه، ولی، ولی خدایی توی سیستم حمل و نقل خلل خاصی وارد نشده جز اینکه من امروز ٢-٣ دقیقه زیادی منتظر اتوبوس شدم(چه وضعیه
).
راستی نظرتون چیه که از این به بعد به پیشنهاد دوست عزیز مرتضی خان، و از اونجایی که خودم به شدت به ابزارهای مجانی آنلاین علاقه دارم، به معرفی ابزارهای آنلاینی که ممکنه بدرد مهاجرهای عزیز بخوره هم میپردازم (میدونم سرعت اینترنت در ایران غوغا میکنه، ولی باید این ابزارها رو بشناسید، که وقتی اومدین، پس نیفتید
).
لطفاً نظرتون رو توی بخش نظر سنجی در گوشه پایین سمت چپ بلاگ در این مورد بدید.
خدایی خوشتون میاد یکی زنگ خونتون رو بزنه و در بره؟ کامنت نزاری عین اینه که یکی بیاد در خونتون و زنگ بزنه و در بره ( از بچگیم از این حرکت لذت می بردم، مخصوصاً اینکه میرفتیم با بچه ها و یارو میومد دم در و کلی فحش می داد(لوووووول
) توی ظهرهای گرم اهواز، یادش بخیر
یه چیز دیگه در مورد دوستایی که در مورد مملکتون می گن بگم و برم.
درسته که من هم شاید از وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا هرچی توی ایران خوشم نیاد و ممکنه خیلی هم دلم پر باشه، ولی خواهش می کنم در مورد ایران و وطن اولمون، بد نگید. اون کشور ما هست و خواهد بود.(الات دارید توی دلتون می گید، خودش رفته صفا سیتی، حالا واسه ما دم از وطن می زنه، راست می گی اصلاً چرا رفنی؟). اینم ممکنه شبیه شما باشه:
این مورد یه مساله شخصیه و هر کسی خودش می دونه چطور باید رفتار بکنه، ولی من آدمی نیستم که دیروزم یادم بره، به شما هم پیشنهاد می کنم هیچوقت به کشورمون پشت نکنیم.
میاید اینجا و می بینید و دوستانی هم که اومدن می دونن، چه آدمهایی از چه ده کورهایی بلند شدن اومدن اینجا، و وقتی بهشون می گید از ایرانید، می گه عربید؟ کلی بهش توضیح می دی اون داستان همیشگی تفاوت ایرانی با عرب رو و تفاوت زبان و همه چیزو، بعد ازش می پرسی شما از کجایید، یارو می گه گومبا موبیا سومالا
بهش می گی اینی که گفتی چی هست؟
بادی به غب غب می نداره و شروع می کنه با توضیح 100 سال تاریخ کشورش و جوری توضیح دادن که انگار 10000 سال تاریخه (البته بدون حساب کردن تاریخ گوریل های مملکتش، که اگه اونو حساب کنه کار می رسه به دایناسورها) و بعدش می گه این کانادا تاریخ نداره، اینها خیلی زور بزنن 400-500 سال تاریخ دارن و ما کشورمون فلان و بهمان... .وفتی هم بهش می گی که چرا برنمی گردی به بهشت خودتون، می گه خوب می دونی ..... (دوباره کلی زر مفت می زنه).
چقدر خودم هم زر مفت زدم ها
اگه فعل و فاعل و اینجور چیزهای نوشتم به هم نمی خورد، ببخشید، رفتم بالای منبر و می دونید دیگه وقتی آدم می ره رو منبر دیگه فقط می گه ..... .
خلاصه، مملکتمون رو فراموش نکنیم.
موفق باشید
← صفحه بعد صفحه قبل →
نظرات ()
