تمام شد
سلام به همگی
فکر می کنم این آخرین نوشته این بلاگ باشه. بعد از سه سال و اندی، فراز و نشیب و پروسه مهاجرت عجیب و غریب، ما به کانادا اومدیم و من سعی کردم از اینجا هم برای شما بنویسم. (البته زیاد نتونستم) ولی سعیمو کردم. توی این مدت همه شما دوستان با دلگرمی و پشتیبانیتون همیشه منو همراهی کردید.
راستش خیلی سخته دل کندن از شما و بلاگ، ولی واقعیت اینه که اصلاً از لحاظ زمانی، زمان اضافی برای نوشتن ندارم (شاید مدیریت زمانم رو از دست دادم). ولی هرچی که هست فکر می کنم باید در این زمان تمام انرژی و زمانم رو برای زندگی مشترک با همسر عزیزم بگذارم و درس خوندنی که از بعد از اومدن به کانادا شروع کردم.
زمانی که ایران بودم به این جهت که فقط درگیر کار کردن بودم، زمان بیشتر اجازه نوشتن به من می داد، ولی با مهاجرت به کانادا، بعلاوه کار پاره وقت، تحصیل همزمان در دو جبهه!!!!! واقعاً زمان آزادی برای نوشتن بلاگ برای من نمی گذاره و اصلاً دلم نمی خواد شما عزیزان رو با نوشتن یک سال در میون، چشم براه بگذارم.
پس تصمیم گرفتم که نوشتن رو در این زمان کنار بگذارم، شاید روزی دیگر و در یک موقعیت دیگر، بلاگی راه اندازی کنم و در مورد ادامه زندگی در کانادا بنویسم.
خیلی دلم می خواست توی این بلاگ در مورد خیلی چیزها و مسائل بعد از مهاجرت بنویسم ولی متاسفم که نمی تونم. فقط به طور خلاصه یک موردی که این مدت خیلی منو اذیت کرد رو بهش اشاره می کنم و خواهش می کنم برای فهمیدن چرای این موضوع، خودتون تحقیق بکنید. ضمناً این نظر منه و اصلاً دلیل بر این نیست که چیزی که من می گم درسته. این منطق منه و اصلاً مطلق نیست.
به عنوان آخرین نصیحت به دوستان پزشکی که برای مهاجرت به کانادا اقدام می کنن می خوام دوباره به تصمیمی که گرفتن یا می خوان بگیرن به دقت نگاه بکنن. وقتی یک پزشک از ایران (و یکسری کشورهای دیگه) به کانادا میاد، مدرک پزشکیشون مورد قبول نیست و باید دوره های طولانی مدتی رو بگذرونن که در بعضی مواقع فرقی با گرفتن دوباره مدرک پزشکی نداره و تازه می شن پزشکی که در ایران بودن تازه بدون سابقه کار در کانادا. بهتر نیست کشور دیگه ای رو برای مهاجرت انتخاب کنید یا همین انرژی رو که می خواین برای بدست آوردن چیزی که در ایران داشتین بزارین، برای گرفتن تخصص بالاتر در مقطع پزشکی بگذارید؟؟؟؟؟
من در مقامی نیستم که برای کسی تعیین تکلیف بکنم، ولی فکر کنم در مقامی هستم که نسبت به چیزهایی که می بینم، نظر بدم. نمی خوام بترسونمتون، ولی واقع بین باشید.
دوستانی که در مقاطع فنی هم درس خوندن (مثل خود من) هم نشینن و بگن خوب دیگه داود گفت پزشک ها این و اونن، ما مشکلی نداریم. واقعیت اینکه که (توی ادمونتون) اوضاع برای رشته های فنی بدک نیست و با یک کم تلاش می شه شغلی رو متناسب با رشته پیدا کرد (البته به سطح زیان و مسائل دیگه هم بستگی داره).
باز هم می گم، کانادا برای زندگی می تونه مناسب باشه، می تونه جهنم باشه. این بستگی به خیلی مسائل و خود شخص داره. من از اینجا راضی هستم ولی این دلیل نمی شه هرکی میاد اینجا، راضی باشه.
یه مورد دیگه:
توروخدا، تورو به هر کسی که می پرستین ای نمی پرستین. نمی دونم چطوری بگم، فکر فرار از مملکتمون و پناهنده شدن و این مسائل رو از سرتون بندازید بیرون. هیچ جایی(حتی بهترین کشورهای دنیا) ارزش چنین کاریو نداره. توی این مدت خیلی ایمیل دریافت می کردم که می پرسیدن، چطور می تونم و یا می تونیم پناهنده بشیم. من می گم به فکر خودتون نیستین، به خانوادتون فکر کنید.
خوب دیگه، اینم آخرین پست بلاگ ما میریم کانادا. این بلاگ رو پاک نخواهم کرد تا همه بتونن در تجربیات ما استفاده بکنن. از این به بعد به کامنت ها و ایمیل ها جواب خواهم داد، ولی آپدیتی در بلاگ نخواهم داشت.
دلم برای همه شما (حتی اونهایی که حالشون از من بهم می خوره) تنگ می شه.
شاید روزی دیگر در بلاگی دیگر از زندگی روزانه در کانادا و قوانین زندگی در این کشور، ولی چه روزی یا چه سالی، خودم هم نمی دونم.
موفق باشید













خدا نگهدار
نظرات ()
