ما میریم کانادا

تحقیقات من و همسرم درباره مهاجرت به کانادا از همه‌جا و همه‌کس

چرا ادمونتون؟

سلام به همگی

از اینکه انقدر دیر دارم آپدیت می‌کنم واقعاً معذرت می‌خوام. راستش اتفاق خاصی هم این مدت نیفتاده، و ما هنوز منتظر بررسی پروندمون هستیم.

این مدت دوستان زیادی کامنت گذاشتن و ایمیل فرستادن، تا جایی که تونستم به عزیزان جواب دادم. اگر دوستی کامنتی گذاشته ویا ایمیلی رو جواب ندادم، خواهش می‌کنم مجدداً بپرسید تا از شرمندگی دوستان در بیام.

توی این مدت یه سوال چندین بار از من پرسیدید که وعده داده بودم به زودی جواب بدم و اون این بود که: چرا ادمونتون رو برای لند انتخاب کردیم؟

راستش چند دلیل داره که دونه دونه براتون توضیح می‌دم:

  1. دایی همسر محترم ساکن این شهر هستن و ما دیدیم چون داریم از 5 امتیاز ایشون استفاده می‌کنیم، بهتره لندمون رو هم این شهر انتخاب کنیم تا برای افسر محترمی که پرونده مارو بررسی می‌کنه شبه‌ای بوجود نیاد که این دو کبوتر عاشق که فامیلشون توی ادمونتون زندگی می‌کنه، چرا مثلاً دارن می‌رن تورونتو؟ آخه فامیل محترم توی این فاصله مکانی دور، چه کمکی می‌تونه به اونها بکنه! گرچه قانون می‌گه فقط داشتن فامیل توی کانادا 5 امتیاز داره، ولی خوب ما یه جورایی خواستیم کار از محکم‌کاری عیب نکنه!
  2. دوست خوبی بنام رئوف از کانادا هم این شهر رو به من پیشنهاد کرده بودن و خیلی از این شهر تعریف کردن و با مشورت با ایشون تونستیم یه کم روشنتر بشیم. همینجا جا داره از ایشون  کمال تشکر رو داشته باشم .
  3. از شلوغی خسته شدیم. به اندازه کافی توی این چندسالی که من ساکن تهران بودم و هسرم که تمام عمرش رو توی این شهر بوده، آدم و شلوغی و دردسر دیدیم! راستش فکر کنم وقتش باشه یه کم آرامش رو تجربه کنیم. درسته که مطمئناً تورونتو مثل تهران آلوده و پردردسر نیست ولی هرچی باشه یه شهر بزرگه و دردسرهای خاص خودشو داره!
  4. هزینه‌های زدنگی توی شهر‌های بزرگ بیشتره و برای مایی که قراره از نو همه‌چیزو بسازیم خیلی مهمه که توی هزینه‌هامون صرفه‌جویی بکنیم. پس به جایی می‌ریم که هزینه‌هامون رو پایین بیاره.
  5. آلبرتا ایالات نفت‌خیزیه و از اونجایی که من سر سفره نفت بزرگ شدم ‌و با این صنعت آشنایی زیادی دارم، فکر می‌کنم توی این زمینه خیلی راحت‌تر می‌تونم مشغول به کار بشم!
  6. وقتی توی یه شهر فامیل داشته باشی خواه و ناخواه یکسری امکانات موقع ورود در اختیارت قرار می‌گیره مثل اینها:

- وقتی برسیم اونجا حداقل یه نفر میاد فرودگاه دنبالمون چشمک

- یه یک هفته‌ای توی خونه دایی محترم آویزون می‌شیم تا ببینیم اصلاً چه خبره؟نیشخند 

- از اونجایی که در همه جای دنیا پارتی‌بازی به نوعی رواج داره(حتی در کانادا) و از اونجایی که دایی همسر محترم(عین دایی خود آدم می‌مونه!) توی یک پالایشگاه بزرگ در این شهر کار می‌کنن و من هم وقتی وارد این شهر بشم دنبال کار می‌گردم و .... خجالت

- قبل از اینکه برسیم مسائل بانکی و بازکردن حساب بانکی رو می‌شه به دوش کی انداخت؟ آفرین بچه‌های گلم دایی همسرتشویق

اگه بخوام دلیل بیارم، راستش تا 2ساعت دیگه می‌تونم بیارم، ولی فکر کنم بقیشو خودتون می‌تونید خیلی راحت حدس بزنیدچشمک

و اما یه چیز دیگه

دوست محترمی بنم ایمان کامنت گذاشتن که:

این روزا دارم وبلاگ مهاجرها رو می خونم با خودم می گم چی شده ایا وطنشون ومردمش اینقدر دستاش واغوشش برای این بچه هاش سرد شده اینقدرهمدردی ندیدند که گذاشتند رفتند اخه کی حاضره خاکشو زبونشو مردمشو اشنایی هاشو کوچه هاشو ترک کنه چی شده به این بچه ها که رفتند چی میشد که ثروتمندا به فکر اینا بودند چی میشدادما بهشون محبت می کردند من مطمئنم اینا ثروت نمی خوان بلکه دلشون تنگ یه چیزیه که کم شده تنگ عواطف و یکجوری فکر می کنن دنبال تنوع مادی برن نمی دونم شاید اشتباه می کنم ولی فکر می کنم هیچ گدایی حاضر نیست مادرشو بایک شاهزاده عوض کنه باس خیلی نومید باشه یایک حسی گولش زد ه باشه باور نمی کنم بچه های مهربون وباعاطفه ما بتونن تو دستای غریب زندگی کنن برای همشون دعا می کنم دوست دارم برگردند بالاخره اینجا کشورماست باهم می سازیمش چقدرازاون پولایی که بعضی خرج بیهودگی و لذت شون می کنند اگه باهاش با عشق برنامه ریزی میشد روستاهامون سبزبودشهرامون سبز بود اونم ازنوع سبزی گرم ایرانی ازنوع عاطفه و ذوق من می دونم هیچکی مامانشو به خاطر زرق و برق شازده ای ترک نمی کنه دلم میخواد شما هم اگه رفتین خوب درس بخونین وقلب با محبتتون رو هر روزبه خود یاداوری کنین و اونچا یادگار محبت و صداقت و غیرت و عشق بذارین وبرگردین و بیایم با معلومات  و نظم و هرچی خوبی اونجا کسب کردین ایران رو بسازیم توروخدا برای ایران هرروز پول کناربذارین

جواب:

مرسی ایمان جان از اینهمه اظهار لطف و دلسوزیت، راستش در جوابت یه متن 3 صفحه‌ای نوشتم و تصمیم داشتم توی بلاگ بزارم، ولی دیدم اگه بخوام این کار رو بکنم وبلاگ از مسیر اصلی خودش خارج می‌شه و شاید این زیاد جالب نباشه. پس فقط از شما تشکر می‌کنم و می‌گم: متشکرم.

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸

انتخاب پرواز به کانادا

الان داشتم توی اینترنت ول می‌گشتم، گفتم بزار ببینم اگه بخوایم با همسری بریم ادمونتون، با چه پروازی و چه جوری می‌تونیم بریم، ضمناً چقدر باید پیاده بشیم، که یه وب‌ سایت جالب پیدا کردم؛ گفتم شما هم بدونین، بدک نیست.

فقط کافیه مبدا و مقصدتونو بهش بدین تا واستون قیمت، مدت زمان پرواز و نوع پرواز‌ها رو بهتون بگه، من توی یه سرچ ساده از تهران به ادمونتون رو با ٨۶ پرواز تونستم پبدا بکنم، بدک نیست شما هم سری بزنین.

راستی اینو در نظر داشته باشید که گفته می‌شه ماهایی که بعنوان مهاجر می‌ریم کانادا، اگر توی کلاسهای مهاجرتی که برگزار می‌شه شرکت بکنیم می‌تونیم بلیط های یک طرفه رو با تخفیف درست و جسابی بگیریم.

راستی آدرس سایته اینه:http://travel.travelocity.com

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸

نگرانم

سلام

چندروزیه که صبحها با این فکر از خواب پامی‌شم و شبها با این فکر به خواب می‌رم که قراره تا چند روزه دیگه فرمهای مدیکالمون بیاد و اصلاً خبری از مصاجبه یا رد شدن مدارکون نشه!

راستش این خیلی بده و ترسناک، چون اگه اتفاقی که نباید بیفته، بیفته؛ اون وقته که شوک وحشتناکی بهمون وارد می‌شه. نمی‌دونم چیکار کتم، می‌ترسم این مثبت‌اندیشیه زیاد کار دستمون بده و برامون گروون تموم بشه!!!!!!! ولی دست خودم نیست!

امیدوارم زودتر خبرهای خوب بشنویم. دل تو دلمون نیستخیال باطل 

موفق باشید

  
نویسنده : داود ; ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸